اتوبوسرانی شهر بوشهر و تحقیر هزاران شهروند
اشتراک گذاری
اتوبوسرانی بوشهر

سیراف خبر؛ نرگس ستوده: ما در بوشهر زندگی می‌کنیم. بوشهر قطار ندارد؛ بوشهر مترو ندارد. بوشهر فقط اتوبوس دارد. اما بوشهر اتوبوسرانی ندارد. بوشهر شهر اتوبوس‌های فرسوده؛ شهر تأخیرهای چهل دقیقه‌ای و شهر مردم کلافه‌ در گرمای پنجاه درجۀ تابستان است که هیچ کس صدای اعتراض آنان را نمی‌شنود… حمل و نقلی عمومی شهر بوشهر فقط اتوبوس‌هاست و تاکسی‌ها… سیستمی ندارد که بگوییم این سیستم مایۀ تحقیر مردم یک شهر و دهن کجی به حقوق شهروندی است، اما هست…

اعتراضات به عملکرد این سیستم در میان شهروندان در تمامی فصول سال و به خصوص فصول گرم بوشهر بیشتر از آنی است که بتوان نامی بر آن نهاد. برای بررسی کیفیت و کمیت خدمات دهی اتوبوسرانی بخش دولتی به مردم استان، سیراف خبر با چند نفر از مسافران به گفتگو پرداخت.

مسافر اول: وضعیت اتوبوسرانی افتضاح است

فقط یک کلمه می گویم: وضعیت اتوبوسرانی افتضاح است! البته امسال که کمی بهتر شده. ولی دقیقاً تا همین پارسال تابستان هم برای مسیر دوری مثل هلیله و نیروگاه، اتوبوس بدون کولر می‌فرستادند که مایی که از هلیله می‌آییم تا رسیدن به شهر تو این قوطی آهنی دقیقاً از شدت عرق کردن آبپز می‌شدیم. وقتی هم که اعتراض می‌کردیم، همه‌اش حرفشان یک کلام بود: اتوبوس نیست، همین‌ها رو داریم!

اما امسال بهانۀ جدیدی دارند؛ ما در ایستگاه مرکزی منتظر می‌نشینیم. هی نگاهمان به ساعت که کی بلندگو حرکت اتوبوس را اعلام می‌کند که برویم سوار شویم اما دیرتر از موعد اعلام می‌شود. اعتراض می‌کنیم می‌گویند اتوبوس هست، راننده نیست. خب وقتی اتوبوس از ایستگاه مرکزی دیر حرکت کند، دیر هم به مقصد می‌رسد. تکلیف آن بنده خداهای از همه جا بی‌خبری که در گرمای بوشهر در ایستگاه منتظر اتوبوس هستند که بروند سرکار یا کلاس چیست؟ اینقدر باید تو ایستگاه منتظر بشینند و عرق بریزند تا بالاخره سر وکلۀ اتوبوس پیدا شود.

زمان رسیدن اتوبوس‌ها هیچ حساب و کتابی ندارد

امسال می‌شود گفت غیر از دو سه مورد که سوار شدم و کولر‌هایشان خاموش بود مابقی همه کولر داشتند. ولی پارسال اینقدر اتوبوس بی‌کولر می‌فرستادند، فقط قراضه می‌فرستادند سرعت هم نداشت که حداقل به موقع به مقصد برسیم. اینقدر بوده که همین قراضه‌ای هم که می‌فرستند وسط راه خراب می‌شد که وسط بیابان دستمان رو سرمان بود برای بقیۀ مسیر یک وسیله‌ای چیزی گیر می‌آید یا نه. من و دوستم این روز‌ها به صورت ثابت باید هر روز برویم شهر و صبح ساعت ۷ و نیم می‌آییم سر ایستگاه دیگر واقعاً متغیر است اتوبوس دقیقاً چه زمانی بین ۷  تا ۸ برسد هلیله. بعضی راننده‌ها می‌خواهند روی ماشین‌های شخصی را انگار کم کنند. با چنان سرعتی می‌رانند که ما همه اش حس می‌کنیم داریم تو هواپیما پرواز می‌کنیم. خب قطعاً این اتوبوس خیلی زودتر از حد طبیعی و روزانه به مقصد می‌رسد و آن مسافر از همه جا بی‌خبر که رو حساب زمان معمولی که اتوبوس به ایستگاه می‌رسد، می‌آید ایستگاه اتوبوس و منتظر می‌ماند و به جای اینکه ۱۰ دقیقه بعد اتوبوس بیاید، ۴۰ دقیقه بعد می‌آید. چون بدون اینکه بداند اصلاً از اتوبوس قبلی جا مانده و در عالم بی‌خبری همین طور منتظر می‌نشیند.

شهر بوشهر

تنگناهای مالی و اقتصادی نبودن حمل و نقل با تاکسی برای مسافت‌های طولانی

راننده‌هایی هم هستند که اصلاً مشخص است دغدغۀ مسافر را ندارند. برایشان مهم نیست کار و زندگی دارند، اینقدر آرام می‌رانند که آدم دلش می‌خواهد پیاده شود و اتوبوس را یک هل بدهد. یک دوچرخه سوار از اتوبوس این راننده‌ها جلو می‌افتد. جدا از این‌ها هلیله و نیروگاه و بندرگاه جای دوری از شهر بوشهر هستند. مخصوصاً هلیله که از جادۀ اصلی دور هست و ما حتی نمی‌توانیم با عبوری‌ها برویم شهر، مگر اینکه یک مسافت طولانی از هلیله تا سه راه کمپ صدف را راه برویم و خودمان را برسانیم به جادۀ اصلی، یا تاکسی تلفنی هر دفعه بگیریم که اولی زمان بر است و دومی اقتصادی نیست. خود من اینقدر بوده سر جلسۀ امتحانم یا کلاس درس فقط به خاطر تأخیر اتوبوسرانی دیر رسیدم و توبیخ شدم، برای بقیه که اصلاً مهم نیست ما با چه مشکلاتی داریم دست و پنجه نرم می‌کنیم.

مسافر دوم: زمان تعطیلی مدارس مشکلاتمان ده برابر می شود

دبیرستان من بهمنی بود. صبح که اتوبوس ساعت ۶:۳۰ از شهر حرکت می‌کرد به مقصد بهمنی خب شلوغ می‌شد ولی نه زیاد اما سر ظهر که از بهمنی می‌خواستیم حرکت کنیم اینقدر اتوبوس شلوغ بود که شاید شنیدنش خنده دار باشد ولی باید خودت را می‌چپاندی داخل، در اتوبوس هم که بسته می‌شد باعث می‌شد به بقیۀ مسافران ایستاده پرس شوی. اصلاً برای مسئولین اتوبوسرانی مهم نیست یک زمان خاص مسافر چقدر زیاد یا کم است، در هر حال یک اتوبوس می‌فرستند. مشخص است که در زمان‌های عادی باید یک اتوبوس بفرستند و در زمان تعطیلی مدارس و محصلین چند تا سرویس برای یه مقصد.

مسافر سوم: مسئولین یک بار از این سیستم‌ها استفاده کنند تا ببینند ما چه می‌کشیم.

من از بچگی سوار سرویس اتوبوس‌های بوشهر می‌شدم (با خنده) وضعیت کیفی‌شان را هم که خودت می‌بینی. زمان ثابتی و نرم خاصی برای حرکت از مبدأ یا رسیدن به مقصد ندارند و معطّل شدن در ایستگاه اتوبوس را باید در برنامۀ روزانه‌ات بگنجانی؛ راه در رویی ندارد. البته معطل شدن نه به آن صورت که توقع داریم تا رسیدیم به ایستگاه، اتوبوس حاضر باشد. منظورم این است تو نمی‌توانی واقعاً یه زمان دقیق و حتی احتمال قوی از زمان رسیدن خط واحد به ایستگاه داشته باشی. من اگر با مسئولین روبه رر بشوم یک پیشنهاد بهشان می‌دهم؛ اینکه یک روز خودشان سوار این اتوبوس‌ها بشوند. ببینند سر وقت و با کیفیت حداقل به سرکار و زندگیشان می‌رسند یا نه.

در این گزارش تلاش شده پای صحبت‌های تعدادی از مسافران اتوبوسرانی شهر بوشهر نشسته شود که سابقۀ طولانی از استفاده اتوبوس‌های درون شهری دارند. صحبت‌های این افراد خود گویای همه چیز است و دیگر نیاز به توضیح و تفسیر فراتر ندارد؛ اما نکتۀ بسیار مهمی که اصرار به ذکر آن در انتهای این گزارش داریم، این است که در جامعه، همۀ افراد در واقع به مانند چیزی شبیه هرم غذایی در طبیعت به یکدیگر متصل اند و همان طور که اگر در هرم غذایی برای عملکرد یکی از اعضای زنجیره حادثه‌ای رخ بدهد، در نتیجۀ این اتفاق، زندگی و فعالیت دیگر اعضای زنجیره هم دستخوش تغییرات کاملا محسوس می‌شود، اینجا هم همین قاعده برقرار است.

اگر قرار باشد شهروندان یک جامعه اعم از دانش آموز، دانشجو، شاغل، خانه دار، و… که از سرویس اتوبوس‌های درون شهری برای رسیدن به مقصد خود به صورت روزانه استفاده می‌کنند، تا این میزان از خدمات ارائه شده ناراضی بوده و برنامه‌ای بی‌نظم و پراکنده برای ایاب و ذهاب به آنان تحمیل شده باشد، پر واضح است که روی عملکرد روزانۀ آن‌ها در هر بخش و جایگاهی که در جامعه ایفا می‌کنند، تأثیر گذاشته و این تأثیر را چه ضعیف و یا قوی دیگر افراد جامعه جذب می‌کنند.

 

 

 

لينک کوتاه :

اشتراک گذاری

دیدگاه بگذارید

avatar
  عضویت  
اطلاع رسانی