انواع فوبیا و ترجمان آن: ترس؛ ترس و باز هم ترس اما قابل درمان
اشتراک گذاری

فوبیا چیست و انواع فوبیا کدام است؟ مردمی که به انواع گوناگون فوبیا گرفتارند چه احساساتی را تجربه می کنند و چگونه زندگی آنان مختل شده است؟ با فوبیا چه باید کرد؟ این بار افراد مختلف از ترس های خود می گویند و اینکه چگونه زندگی عادی بخضی از آنان کاملاً مختل شده.

انواع فوبیا

سیراف خبر، ایران واعظ‌زاده: چندی پیش سیراف‌خبر دو مطلب(یک گفتگو و یک گزارش مردمی) در باب جمع‌هراسی و فوبیای اجتماعی منتشر کرد که بخشی از مردم از ترس های روانی خود در بروز اجتماعی افکار و یا سخن گفتن در جمع می‌گفتند؛ پدیده ای روانی که به جمع‌هراسی مشهور است و در آن افراد از موقعیتی که در آن به ابراز وجود بپردازند واهمه‌ای بلادلیل و فلج کننده دارند. اینک با درنظرگرفتن وجود انواع فوبیا که بعضاً نیز عجیب و بعضاً برای افراد عادی غیر قابل درک به نظر می رسد، این‌بار فوبیا را از نگاه افراد مبتلا به این اختلال مورد بررسی قرار می‌دهیم.

فوبیا نوعی اختلال اضطرابی است که فرد را در معرض ترس شدید و غیرمنطقی در مورد یک وضعیت، موجودات زنده، مکان یا شیء قرار می‌دهد. هنگامی‌که یک فرد فوبیا دارد، در هنگام مواجهه با منبع فوبیا دچار ترس و وحشت شدیدی می‌شود که این مسئله می‌تواند از عملکرد طبیعی وی جلوگیری کرده و گاهی اوقات به حملات عصبی منجر شود (اینفوسلامت). انواع فوبیا بر زندگی افراد تأثیر گذاشته و در روابط خانوادگی و اجتماعی آنان خدشه وارد می‌کند.

حتی شب ها نمی توانم بخوابم

فریبا می گوید: «من فوبیای خواب دارم و هیچ وقت در تاریکی کامل نخوابیدم؛ شب‌ها موقع خواب، تپش قلب و اضطراب می‌گیرم و تا صبح بیدارم و صبح از خستگی خوابم می‌برد».

شایان با رنج بی‌پرده‌ای به تلخی اظهار می‌کند: «یک روز بدون فکر مرگ نمی‌توانم زندگی کنم و این فوبیا زندگی را از من گرفته. هر وقت یکی از خانه بیرون می‌رود، تا مراسم مرگش جلوی چشمانم می‌آید».

مینا همچنین بیان می‌کند: «من از ارتفاع، هواپیما، پل‌هوایی عابر، آسانسور یا هر بالابر دیگری می‌ترسم و هر بار وقتی مجبورم از آن‌ها استفاده کنم، حالم بد می‌شود و فکر می‌کنم الان است که خفه شوم».

نگار هم تقریباً همین مشکل را با اندکی تفاوت دارد: «من از فکر کردن به جاهای بسته و جاهایی که نتوانم در آن راحت حرکت کنم نفسم بند می‌آید؛ سریعاً به من تلقین می‌شود که اکسیژن نیست و من خفه می‌شوم؛ از ماندن طولانی در ماشین یا اتوبوس شلوغ، آسانسور، فکر کردن به دستگاه ام آر آی، رد شدن از تونلی که دیواره‌هایش به من نزدیک هستند متنفرم؛ حتی راحت نمی‌توانم به دندانپزشکی بروم چون مجبورم مدت زیادی بی‌حرکت و به‌حالت دراز کشیده بمانم».

رویا هم از خفگی در هراس است: «خودم فوبیای خوردن قرص و کپسول دارم و می‌ترسم که نکند یک‌دفعه خفه شوم و خواهرم هم کلاً فوبیای خفه شدن دارد حتی سرش را زیر پتو نمی‌کند».

باران؛ هراس از مرگ را به‌گونه‌ای دیگر در نظر مجسم می‌کند: «از تصادف و رانندگی و سرعت می‌ترسم. چه خودم راننده باشم و چه زمانی که در صندلی عقب نشسته باشم، فکر می‌کنم الان است که تصادف کنم».

زندگی عادی از ما سلب شده

اما انواع فوبیا تنها به این نوع از تصورات ذهنی که واژۀ مرگ را در ذهن افراد متبادر می‌کند، محدود نمی‌شوند. افراد زیادی هستند که وقتی از ترس‌ها و تصورات منقلب‌کنندۀ ذهنی خود سخن می‌گویند، ممکن است برای شنونده مضحک و گاهی نیز تمسخرآمیز باشد. اما این همان رنجی است که زندگی عادی را در پاره‌ای موارد از آنان سلب کرده است.

فوبیای علیرضا و مرجان از همین نوع است. او با کمی خجالت می‌گوید: «من دائم از این وحشت دارم که وقتی دستشویی هستم زلزله بیاید…». آن دیگری در ادامه عنوان می‌کند: «شاید باورش سخت باشد اما من فوبیای اشکال خال‌دار و متورم را دارم و هر زمان چنین چیزی ببینم حالت تهوع و اضطراب پیدا می‌کنم».

انواع فوبیا

جواد فوبیای عجیبی دارد: «من فوبیای عدم امنیت دارم. داخل جیب، کیف و حتی دسته‌کلیدم چاقو می‌گذارم و اصلاً هم آدم ضعیفی نیستم هم بدنسازم و هم رزمی کار اما همیشه باید این چیزها همراهم باشند». مهدی اما تصور عجیب‌تری دارد: «همش فکر می‌کنم الان با یک نفر درگیر می‌شوم و یک دعوا و زد و خورد اساسی راه می‌اندازم. نمی دانم چطور باید به آن غلبه کنم. این ترس باعث شده تا از مردم کناره‌گیری کنم».

فوبیاها گاهی ریشه در گذشته و یا اتفاقاتی دارند که در خانواده یا برای یکی از نزدیکان فرد به وقوع پیوسته است. حمید که پسر یک تاجر ورشکسته است از زمان بچگی‌اش یاد می‌کند: «از بچگی همیشه ترس از بیکار بودن در آینده داشتم و حالا هم که شغلی عالی و وضعیت مالی خوبی دارم، باز هم با کوچک‌ترین تغییرات، ترس و افسردگی شدیدی می‌گیرم».

ترس؛ ترس و باز هم ترس

فوبیاهای شایع‌تری از نوع وسواس فکری-عملی وجود دارند که افراد با تصور و ترس از انجام ندادن یا درست انجام ندادن کاری، پیوسته یک عمل را تکرار کرده و باز از اجرای دقیق و درست آن مطمئن نیستند. محراب مبتلا به نوعی از این وسواس است: «من فوبیا و وسواس قفل کردن در ماشین را دارم. همیشه بعد از چند دقیقه برمی‌گردم سمت ماشین و چک می‌کنم که حتماً در را قفل کرده باشم. خواهرم هم مثل خودم است اما او همیشه نگران مرتب نبودن چیدمان وسایل و تمیزی آن‌ها است و همیشۀ خدا در حال تمیزکاری است و هیچ‌وقت هم راضی نیست!»

عدم تمایل افراد به دیدن جانداران مختلف به‌ویژه حشرات، نوع دیگری از انواع فوبیا است. آرزو که بنا به‌گفتۀ خودش عاشق حیوانات است و دلش حیوان خانگی می‌خواهد، پارادوکس عجیبی دارد: «من از حیوانات به‌شدت می‌ترسم یعنی حتی اگر یک جوجه یا خرگوش کوچک هم ببینم تا مرز سکته می‌روم اما عاشق حیواناتم و خیلی دلم می خواهد از یک حیوان ملوس در خانه نگهداری کنم».

انواع فوبیا

وحید علاوه بر اینکه از وجود موجودات ماوراالطبیعه رنج می‌برد، موجودات دیگر هم او را به ستوه آورده‌اند: «از سگ و موجودات پشمالو و حشرات نفرت دارم، مخصوصاً اگر یک جا جمع باشند».

موارد مربوط به پزشکی و ناهنجاری‌های سلامتی همچون جراحت از جمله مسائلی است که به‌صورت حاد در برخی انسان‌ها ظاهر می‌شود تا جایی که فرد را از پیگیری در خصوص وضعیت سلامت خود باز می‌دارد. احمد یکی از افرادی است که در میان انواع فوبیا به این نوع گرفتار است: «من بدجوری از آمپول و سوزن می‌ترسم و هر وقت فکرش را می‌کنم فشارم می‌افتد و رنگم سفید می‌شود. آخرین‌باری که آمپول زدم ۱۵ سال پیش بود و الان سه سال هست که دکتر برایم چکاپ نوشته اما به‌خاطر ترس از تجویز آمپول نرفته‌ام». مشکل سعید هم در همین راستا است: « من بعد از دیدن خون، سرنگ یا زخم ضعف و سرگیجۀ شدیدی می‌گیرم و بعدش هم بی‌هوش می‌شوم».

آرتا به‌طرز ناگواری از افکار آشفته که ماحصل این اختلال فکری است در عذاب می‌باشد: «من همیشه منتظر یک اتفاق ناگوارم؛ از هر چیزی می‌ترسم و همیشه افکار بد و منفی سراغم می‌آیند؛ واقعاً خسته‌ام از این افکارم».

شایع اما درمان پذیر

با توجه به آنچه مختصراً و به‌صورت عینی در افراد بررسی شد، می‌توان چنین نتیجه گرفت که فوبیا یک منبع اضطراب واقعی و همیشگی برای افراد می‌باشد و آن‌ها علی‌رغم آگاهی در خصوص غیرمنطقی بودن ترس و وحشت‌شان، قادر به کنترل واکنش خود نبوده و تصورات و افکار مشوش در موارد بسیاری موجب انزوا و مختل نمودن زندگی آنان می‌گردد؛ با این حال، مطالعات بسیاری نشان داده است که این فوبیاها در اغلب موارد قابل درمان می‌باشند. مهم این نیست از چه چیز فوبیا داریم و یا می‌ترسیم؛ مهم این است که هر چقدر به نظر دیگران مضحک و غیر منطقی باشد، لازم است باور کنیم که تنها ما نیستیم که به این فوبیاها مبتلاییم، اما باید آن را بیان کنیم و به دنبال درمانش بگردیم.

 

اشتراک گذاری

لينک کوتاه :

دیدگاه بگذارید

avatar
  عضویت  
اطلاع رسانی