برای کودکان درون دهۀ پنجاه و شصتی ها
اشتراک گذاری
متولدین دهه شصت

سیراف خبر؛ مرتضی رضائی: روز جهانی کودک حسی سرشار از زندگی و شادی در خود دارد. می‌گویند هر فرد بالغ و حتی پا به سن گذاشته‌ای همچنان کودکی در درونش زندگی می‌کند که هرگز کودکی کردن را رها نمی کند. روز جهانی کودک که می‌رسد انگار پدر‌ها و مادر‌ها خود را در آیینۀ کودکی کودکانشان می‌بینند؛ نه فقط با برآوردن شادی و شادکامی آنان را خوش حال می‌کنند که شاید کودک درون خویش را باز می‌یابند و او را نیز راضی و خرسند می‌نمایند.

پدری و مادری کردن در اوج بحران‌های اجتماعی سخت‌تر می‌شود؛ دشوارتر است؛ پدران و مادرانی که خسته‌اند، عصبی و کلافه‌اند، بی حوصله‌اند و اغلب سرخوردگی‌ها و عصبیت‌هایشان را به خانه می‌آورند.

روز جهانی کودک فرصتی بود تا کودکان هم سهمی از شهر و حوزۀ عمومی آن را متناسب با نیازها و سن خویش پیدا کنند. شهر بوشهر به عنوان یکی از فقیرترین شهرهای کشور به لحاظ امکانات تفریحی و سرگرمی برای سن‌های مختلف و به ویژه کودکان، کمتر فرصتی را برای گروه‌های سنی مختلف می‌سازد تا احساس «ما بودن» و داشتن سهم از شهری کنند که در آن زندگی می‌کنند.

سازمان تفریحی و فرهنگی شهرداری بوشهر به مناسبت این روز همایشی در شهر بوشهر برگزار کرد تا کودکان را فرا بخواند و زندگی در شهر را به آنان پیشکش کند. خانواده دست در دست کودکانشان به این مراسم می‌آمدند تا نه فقط لحظات مفرحی برای آنان بسازند که حتی لحظاتی را به یاد کودکی‌های خویش سپری کنند. پدرها و مادرهایی که در گفتگوهایشان با ما از نبود امکانات می‌گفتند و اینکه بچه‌ها را سخت می‌توان در این شهر سرگرم کرد که هم سازنده و آموزنده باشد و هم مفرح و لذت بخش آن گونه که روح بازیگوش و کنجکاو کودکان اقتضای آن را دارد.

شاید متولدین دهۀ پر بلای ۹۰ خیلی شبیه به متولدین اواخر دهۀ پنجاه و کل دهۀ شصت باشند که در بلبشوی انقلاب و تغیرات عمدۀ آن و کمی بعد جنگ و نابه‌سامانی‌های ناشی از آن والدینشان کمتر فرصت کودکی کردن را برایشان می‌توانستند ایجاد کنند و کودکی اینان نیز مصادف با یکی از سخت‌ترین شرایط اقتصادی و اجتماعی و سیاسی ایران شده است.

پدرها و مادرهایی که وقتی از آنان می‌پرسیدیم و می‌خواستیم از حس خود در روز جهانی کودک بگویند برخی رو در هم می‌کشیدند و انگار کودکی‌های نکردۀ خود را به یاد می‌آوردند… کودکی‌هایی که برای متولدین دهۀ شصت و هفتاد مصادف با اوج بحران‌ها و خشونت‌های ناشی از انقلاب و جنگ بود و مصائب و سختی‌های آن برای کودکی کردن… یا وقتی از تجربیات کودکی خود در خانواده‌هایی نا آرام و متلاطم… یکی از مادران با سنی حدود سی سال می‌گفت من همان قدر عاشق کودکم هستم که همیشه دوست داشتم خانواده‌ام عاشق من باشند؛ اما نبودند. یا پدری سی و چند ساله که جست و خیز کردن‌های پسر کوچکش او را به وجد می‌آورد و کمی که احساس صمیمیت بیشتری با او شکل دادم می‌گفت پدرش هرگز با او این گونه بازی نمی کرد… شاید سرخوشانه می‌گفت اما کودک درونش بود که سخن می‌کرد و با زبان حالش می‌گفت که کدام گمشده را دارد.

پدری و مادری کردن در اوج بحران‌های اجتماعی سخت‌تر می‌شود؛ دشوارتر است؛ پدران و مادرانی که خسته‌اند، عصبی و کلافه‌اند، بی حوصله‌اند و اغلب سرخوردگی‌ها و عصبیت‌هایشان را به خانه می‌آورند. شاید از این لحاظ متولدین دهۀ پر بلای ۹۰ خیلی شبیه به متولدین اواخر دهۀ پنجاه و کل دهۀ شصت باشند که در بلبشوی انقلاب و تغیرات عمدۀ آن و کمی بعد جنگ و نابه‌سامانی‌های ناشی از آن والدینشان کمتر فرصت کودکی کردن را برایشان می‌توانستند ایجاد کنند و کودکی اینان نیز مصادف با یکی از سخت‌ترین شرایط اقتصادی و اجتماعی و سیاسی ایران شده است.

والدینی که در تکاپوی دنیای سخت امروز ایرانیان کماکان تلاش می‌کنند نیازهای روانی کودکانشان را نیز تأمین کنند نقش پر رنگی در ساختن جامعه‌ای بهتر در فردای ایران دارند. تفریح و سرگرمی و بازی کردن تنها چیزی است که امکان تکوین شخصیت کودکان را به درستی فراهم می‌آورد و بدا به حال شهری که نمی تواند تفریح و سرگرمی و امکان بازی برای کودکانش فراهم آورد. این شهر شهری افسرده خواهد بود.

روز جهانی کودک و هفته‌ای که با این عنوان برساخته شده فرصتی برای نگاه دوباره به دنیای کودکانۀ بچه‌های این شهر است. روزی که فرصتی شد تا بچه‌ها در آستانۀ خنکی هوا از خانه درآیند، بازی کنند، عشق و تأیید بیشتری از والدین خود دریافت نمایند و اعتماد به نفس و عزت نفس بیشتری بیابند. این فرصت‌ها نیاز به تکرار و تعدد دارد تا در دنیای سخت امروز ایرانیان کودکی‌های نسل فردا از کف نرود.

لينک کوتاه :

اشتراک گذاری

دیدگاه بگذارید

avatar
  عضویت  
اطلاع رسانی