تاریخ مختصر خلیج فارس
اشتراک گذاری

تاریخ مختصر خلیج فارس در ادامه این گزارش به بررسی تاریخ مختصر خلیج فارس خواهیم پرداخت. این تاریخ بسیار هیجان انگیز است. به پیشنهاد من مطالعه کنید تا بدانید بر این دریایی که هرروز در کنار آن گذران عمر میکنیم، چه گذشته است .تاریخ مختصر خلیج فارس حاکی از خیلی مسائلی است که ما در […]

تاریخ مختصر خلیج فارس

تاریخ مختصر خلیج فارس

در ادامه این گزارش به بررسی تاریخ مختصر خلیج فارس خواهیم پرداخت. این تاریخ بسیار هیجان انگیز است. به پیشنهاد من مطالعه کنید تا بدانید بر این دریایی که هرروز در کنار آن گذران عمر میکنیم، چه گذشته است .تاریخ مختصر خلیج فارس حاکی از خیلی مسائلی است که ما در آینده آن ها را موشکافانه بررسی میکنیم.

پادشاهی از دانشمندی خواست که تاریخ جهان را از نخست تا امروز برای او بنویسد. دانشمند ۱۰ سال تلاش کرد و نتیجه تلاش هایش را در کتابهای زیادی نوشت و آنها را بر ۱۰ شتر بار کرد و به خدمت پادشاه رسید. پادشاه از دانشمند قدردانی کرد و گفت: «من وقت مطالعه این همه کتاب را ندارم. اگر می توانی آنها را گزیده کن.» دانشمند ۵ سال دیگر وقت خواست و این دفعه کتابها را بار الاغی کرد و نزد پادشاه آمد. پادشاه با دیدن آن به دانشمند گفت: «از آن زمان، ۱۵ سال گذشته و من پیر شده ام و توان خواندن این کتابها را ندارم. اگر ممکن است همه را در کتابی خلاصه کن.» دانشمند پذیرفت و پس از ۵ سال تلاش، توانست آنها را در یک کتاب جمع کند. سپس به خدمت شاه رسید. شاه در بستر بیماری افتاده بود. رو به دانشمند کرد و گفت: «روزهای آخر عمر را می گذرانم. ممکن است نتوانم کتاب را بخوانم، خواهش می کنم همه کتابها را در یک جمله خلاصه کن.» دانشمند فکری کرد و سرانجام گفت: «انسانها به دنیا می آیند، رنج می کشند و می میرند.»

لوح سفالی نقشه جهان در زمان بابلی ها

 

درخت ایران ریشه در خلیج فارس دارد. مورخین عقیده دارند که خلیج فارس گاهواره تمدن عالم یا مبدا پیدایش انسان هاست و ساکنان باستانی آن نخستین انسانهایی بوده اند که دریانوردی را آموخته اند، کشتی ساخته اند و در امواج خروشان دریا نشسته اند تا خاور را به باختر پیوند زنند. بدیهی است خلیج فارس به علت راه داشتن به دریاهای آزاد در طول تاریخ کانون توجه باشد. ساکنان سواحل خلیج فارس یعنی اقوامی چون ایلامیها، آشوریها، سومریها، آکدیها، بابلیها و پارسیها در طی تاریخ بنیانگذار تمدنهای درخشانی بوده اند. در این دریا اقوامی همچون مصری، یونانی، سومری، هندی، فینیقی، پارسی، مقدونی و عرب به دریانوردی پرداخته اند. وقتی به یاد بیاوریم که این دریا در قلب زیستگاه کهن ترین اقوام دوره های باستان از قبیل آکادیها، ایلامیها، ” سومریها، کلدانیها، آشوریها، بابلیها، مصریها، کنتانیها و فینیقیها و نوردیکها بوده است، پی خواهیم برد که خلیج فارس قبل از ورود آریاییها، راهی برای ارتباطات بازرگانی دنیای قدیم بوده است.

ایرانیان که به دلیل خویشاوندی زبان باستانی شان و برخی مشترکهای فرهنگی با برخی اروپاییان و هندیان از یک نژاد به شمار می روند، مردمی بودند که از سردسیرهای شمالی به سمت فلات ایران حرکت کردند و در این حرکت چندصد ساله با رام کردن اسب ها به صاحبان اسب و فرس و فارس مشهور شدند.(تاریخ مختصر خلیج فارس)

نقشی از دریانوردی ایران باستان

حکمرانی بر خلیج فارس در ایران باستان

در افسانه های ملی ایرانیان آمده است: قلمرو فریدون بین سه فرزندش تور، سلم و ایرج تقسیم شد. ایران سهم ایرج شد که حسادت برادران دیگر را برانگیخت و موجب قتل ایرج به دست سلم و تور و کین خواهی منوچهر از سلم و تور و بریدن سر آنان شد. کلمه ایران به گمان برخی از واژه شناسان برگرفته از نام ایرج است. البته این واژه می تواند از نام قومی ایرانیان یعنی آریایی گرفته شده باشد. ایریه، آری و آریه به معنای نجیب و آزاده است. همچنین می تواند برگرفته از ائیرینم وئجه یا ایران ویج قدیمی نیز باشد. در دوران هخامنشیان به سرزمین ایران، اران شترا می گفتند. آنچه با ورود این قوم روی داد، ایجاد دوره پهلوانی در رام کردن اسبها و شروع عصر فلزها بود که با یکجانشینی و دنیای کشاورزی این قوم در زمانهای بعدتر ادامه پیدا کرد. آریایی ها در جنگ با ساکنان پیشین ایران یا آنها را ساقط کرده و از گردونه زمان خارج ساختند، یا پیوند جدیدی ایجاد کرده که در زمانهای بعد، در ناسازگاری و گاهی آمیزش با دیگر اقوام جهان، رخدادهای زیادی را در تاریخ رقم زده اند.(تاریخ مختصر خلیج فارس)

نقشه قلمرو فریدون شاه در زمان حکومت ماد ها

از اقوامی که بر آبهای خلیج فارس فرمان رانده اند، ایرانیان هستند و این با توجه به طولانی بودن سواحل دریای امری عادی و بدیهی است؛ به خصوص که در دوران هخامنشیان میل به کشور گشایی در پادشاهان ایرانی افزایش یافته بود.

در اوستا از خلیج فارس با نام پوئیدیگ و فراخ کرت (دریای وسیع) یاد شده است:

من اهورا مزدا آبها را بر مردارها و دخمه ها و بازمانده های چرکین و استخوان ها روان می کنم. آن گاه من اهوره مزدا آبها را پنهانی باز می گردانم. من اهورا مزدا آبها را به دریای «پویتیک» باز می گردانم. در آن جا آبها به جوش و خروش در می آیند. در دل دریای «پویتیک» به جوش و خروش درمی آیند و هنگامی که از آلایش پالوده شوند، دیگر باره به دریای «فراخ کرت» روی می آورند و به سوی درخت «ویسپوبیش» پیش می روند.»

در یکی از کتیبه های آشوری، نام «ناره مرتو» یعنی تلخرود برای خلیج فارس به کار رفته است. تنگه هرمز کتیبه ای از داریوش اول (داریوش بزرگ به دست آمده است که در آن به زبان پارسی باستان چنین مفهومی نوشته شده است: دریایی که از پارس می رود.

این خلیج را از زمان ساسانیان دریای پارس می گفتند. فلاویوس آریانوس، تاریخ نگار یونانی که در سده دوم پس از میلاد زندگی می کرده است، در آثار خود از این خلیج با نام پر سیکوس یاد کرده که به معنای خلیج پارس است. استرابن، جغرافیدان یونانی، که در سده اول پس از میلاد میزیست، همین نام را به کار برده است. در کتابهای لاتین سدههای میانه (قرون وسطی)، نام پر سیکوس سینوس یا پرسیکوم ماره به کار رفته است. در دیگر زبان ها زنده دنیا نیز واژه پرسیکوس با دگرگونی اندک به کار رفته است.

در «حدود العالم» که حدود هزار سال پیش تالیف شده، آمده است: «خلیج پارس از حد پارس برگیرد، با پهنای اندک تا به حدود سند.» یاقوت حموی می گوید: « بحر فارس شعبه ای از دریای بزرگ هنداست. و چنان چه حمزه (اصفهانی) ذکر کرده است نام فارسی آن زراه کامیسر و حد آن نیز از نواحی مکران در ساحل بحر فارس تا آبادان است.» استخری در کتاب خود «مسالک الممالک»، خلیج فارس را «بحر فارس» می نامد و امتداد آن را تا سواحل چین میداند و می گوید:

کرانه های خلیج فارس از شمال از آبله و بصره شروع می شود به منطقه ای که در مصب آبهای عراق و خوزستان جای دارد و دریا به جایی که موسوم به خشبات است می رسد. خشبات عبارت از جایگاه بلندی است که روی آن برجی از چوب ساخته اند و بر فراز آن آتشی دایمی برافروخته اند تا کشتیها را شب هنگام راهنمایی کند و بعد از آن ساحل دریا را به مهرویان و گناوه و دورق می پیوندد و از آن جا به طرف سیراب که معظم ترین بناهای دریای فارس است میرسد. سپس از پستی و بلندی هایی که ساحل را از آبادیهای داخلی دور ساخته می گذرد تا به حصین بن العماره منتهی می شود و آن عبارت است از حصن حصین است در کناره دریا که در تمامی سواحل خلیج فارس گوشگی به مناعت و استحکام آن وجود ندارد و گفته اند که صاحب این گوشگ همان امیر ستمکاری است که خداوند درباره او فرموده: وكان ورائهم ملک یاخذ كل سفينه غصبا.» مورخین و جهانگردان اسلامی درباره این دریا سخن گفته اند و از آن به عنوان دریای فارس نام برده اند. در هیچ کدام از منابع تاریخی و هیچ کدام از مورخان و دانشمندان عرب نشانی و سندی در دست نیست که این دریا به خلیج عربی نامگذاری شده باشد و تا چندین سال پیش این نام در تمام اطلسها و نوشتار عربی بیگانه بوده است. همچنین سندهای کهن نشان میدهند که خلیج عربی نام دریایی است که امروز به دریای سرخ یا بحرالحمر خوانده میشود.

شواهد تاریخی بسیاری می توان برشمرد که سند معتبری برای وجود دریانوردی ایرانیان در دوره های قبل تر بوده است. از آن دسته قدیمی ترین آنها گویچه ای است از گل پخته که در حفاری های ناحیه چغامیش خوزستان به دست آمده است. نقوش این «گوی چه» مربوط به دوران قبل از پیدایش خط است که قدمت آن به هشت هزار سال پیش یعنی شش هزار سال قبل از میلاد برمی گردد.

گوی چه با قدمت هشت هزار سال که اولین سند دریانوردی ایران و جهان است

دریانوردی ایران باستان

«… مدرک تاریخی که نشان از رونق و آبادی بنادر خلیج فارس دارد مربوط به اواخر هزاره سوم پیش از میلاد است. این دوره مصادف با قدرت گرفتن سومریها در بخش های جنوبی بین النهرین و در مجاورت خلیج فارس است. نخستین مدارک کتبی بین النهرین از شهرهای باستانی اوروک و اور” وجمدت نصر به زبان سومری به دست آمده است. »

در قدیمی ترین اسناد سومری که اسطوره آفرینش انسان و طوفان بزرگ است از حرکت کشتیها از شهر اور ودیلمون و مکن کو ملوخ و تجارت دریایی بین این سه شهر یاد شده است. در یکی از سروده های سومری که در ستایش یکی از الاهگان (انکی) آمده است:

سرزمین های مکن و ملوخ چشم به من دارند

کشتیها از دیلمون چوب می آورند

کشتیها از مکن تا بلندی آسمان بار شده است

قایق ها از ملوخ طلا و نقره حمل می کنند.

نگاه به موقعیت جغرافیایی این مناطق و این که طلا ونقره می توانسته است از معادن عمان یا ایران باشد. کشتیرانی را در دوره های باستان به خوبی روشن می سازد.

در هزاره های سوم پیش از میلاد بخش ساحلی خلیج فارس تحت حکومت ایلامیها قرار داشت. و جنگ و رقابتهای و مراودات فرهنگی نیز بین این تمدن ها (سومریها، اکدی ها، ایلامیها، بابلیها و آشوری ها) وجود داشته است.

با قدرت گرفتن مادها و پارس ها در هزاره اول پیش از میلاد رقابت بنادر و جزایر خلیج فارس دیگر گونه شد و با پیروزی مادهابر آشوریها و فتح سرزمین های مجاور دریای مدیترانه پس از آن ضمیمه شدن لودیه، بابل و ایالت های غربی آسیای صغیر به حکومت هخامنشان نوید بخش دورهای جدید از تبادلات اقتصادی و تجاری بود که بنادر و جزایر خلیج فارس در آن سهم عمده ای داشتند. »»

آشنایی ایرانیان با دریانوردی و سکونت هزار ساله شان باعث شد تا به اهمیت تجارت دریایی پی ببرند و این مهم با روی کار آمدن داریوش وارد دوران تازه ای شد. داریوش برای نگهداری و نظم در خلیج و دریای پارس و فتح هندوستان و کشورهای خاورمیانه درصدد برآمد برای ساختن کشتی های بازرگانی و ناوگان جنگی بپردازد.

در کتیبه ای که از داریوش اول در همان منطقه کانال سوئز امروز یافت شده، آمده است:

من پارسی. از پارس مصر را تسخیر کردم. امر کردم این کانال را بکنند. از رودخانه نیل که در مصر جاری است تا دریایی که از پارس بدان روند این کانال کنده شد چنان که امر کردم و کشتیها از مصر از وسط این کانال روانه شدند چنانکه اراده من بود.» وجود این کشف نشان دهنده آن است که کشتیها بین خلیج فارس و دریای احمر امروزی رفت و آمد می کردند و داریوش با این اقدام کمک کرد تا در مرحله اول تجارت در خلیج فارس و در مرحله دوم در فدارتیو هخامنشی تجارت رونق بیشتری یابد. نقشه سیاسی خلیج فارس در واپسین قرن های قبل از میلاد، ساده بود. خلیج فارس اولین بار در اواسط قرن ششم قبل از میلاد چیزی شبیه یک حکومت به معنای مدرن کلمه را تجربه کرد. در این زمان بود که هخامنشیان (۳۳۰-۵۵۹ ق.م) امپراتوری فدراتیو خود را که شامل اکثر قسمتهای جهان متمدن آن روز میشد، تحکیم بخشیدند. این امپراتوری از هند در شرق تا مصر در غرب وسعت داشت.

در کتیبه های هخامنشی نام ۳۲ ساتراپ یا ایالات ذکر شده است: هرههوتیش، اسه گرته”، درنگه، یائويته، مکه، هوجه به عنوان شهر و بندری جزء از ایالتهای ساحلی نام برده شده اند.

ساحل جنوبی خلیج فارس، حاشیه جنوبی حکومت هخامنشی را تشکیل می داد و آنها با استفاده از موقعیت استراتژیک تنگه هرمز، ناوگان های نیروی دریایی خود را برای کشف راههای دریایی متصل کننده هند به مصر، از طریق ایران و خلیج فارس اعزام کردند. «هخامنشیها سیستم قنات (کانال آب زیر زمینی را در چهار گوشه جهان (چهار کشور امپراتوری فدراتیو هخامشی) پیاده کردند. سیستم قنات در زمان داریوش کبیر هخامنشی (۴۸۵ – ۵۲۱ قبل از میلاد) وارد عمان و سواحل جنوبی خلیج فارس شد.»؟(تاریخ مختصر خلیج فارس)سنگ نوشته داریوش که بر سنگ خارای قرمز نوشته شده

خلیج فارس در گذر زمان حکومت های ایران باستان

داریوش اول اقدام به ایجاد نیروی دریایی وسیع نمود که بعد از وی باز هم گسترش بیشتری یافت، به طوری که در دوران سلطنت خشایارشاه، ساخت پلهای شناور نیز ابداع گردید. ایرانیان در زمان هخامنشی سه ناوگان داشتند:

١- ناوگان جنگی که با نیروی باد و به کمک پارو حرکت می کرد.

٢- ناوگان نیرو بر که ویژه حمل و نقل نیرو و انجام عملیات آب خاک بوده و ایرانیان مبتکر آن بودند.

٣- ناوهای تدارکاتی که به حمل و نقل خوراک، بنه، وسایل و حیوانات لشکریان می پرداختند. این ناوها کارهای بازرگانی نیز انجام میدادند که به درستی به وسیله همان ناوگان ایران بر تمام ساحل و جزایر در دریای پارس به خوبی مسلط گردید و به امور بازرگانی و داد و ستد دریانوردی با عربستان و هندوستان و چین و آسیا و آفریقا و دیگر کشورهای جهان مشغول شدند.

ساکنان سواحل جنوبی خلیج فارس، به احتمال قوی ملل امپراطوری فدراتیو هخامنشی (قرن ششم ق.م) بودند. ساکن شدن ایرانیان در سرزمینهای کناره جنوبی خلیج فارس در زمان حکومت پارتیان (۲۲۴-۲۷۰ ق. م) افزایش یافت. پارتیها در فنون دریایی در خلیج فارس پیشرفتهای زیادی داشتند. آثاری از واژگان آنها هنوز هم در جهان فنون دریایی پیدا می شوند؛ مانند اصطلاحات ناوی، ناوخدا(ناخدا)، بار(بندر، که در واژگان زنگبار و مالابار وجود دارد.)

پس از آنکه اقوام آریایی به سرزمین ایران آمدند و دیگر پیشینیان این سرزمین را در کانون خویش هضم کردند، وارث تمدن جدیدی شدند و امپراتوری شکوهمندی را ایجاد کردند. از همان هنگام بود که متوجه اهمیت خلیج فارس و دریاهای جهان شدند.(تاریخ مختصر خلیج فارس)

نقشه حکومت هخامنشیان

داریوش پادشاه هخامنشی که پیش از ربع جهان در قلمرو حکومت او بود، به دریاسالاران خود دستور داد سواحل دریای خلیج فارس و کرانه دریای مکران را تا مصب رود سند جزء به جزء کشف نمایند و از آنجا به دریای عمان، اقیانوس هند، دریای سرخ و سرانجام به مصر بروند. و «جان ولیپ کینسون، یکی از چهره های معتبر عمان شناس بیان می دارد: سلیمان همان شاه سالمون است که داستان او با ملکه صبا معروف است. شاید واقعیتی که از معروفیت کمتری برخوردار است این باشد که در ایران باستانی او را تاحدودی با شخصیتی اسطوره ای تر به نام جمشید برابر می دانند. بنابراین در فرهنگ مردمی، این جمشید (برابر باسلیمان) است که تخت جمشید تخت سلیمان را ساخت، این موضوع در رابطه با عمان اهمیت دارد، زیرا هنگامی که سلیمان از عمان دیدار کرده و دستور حفر قنات در آن جا را صادر نمود، در حال مسافرت به استخر یعنی پرسپولیس پایتخت هخامنشی بود.» آن چه کاملا درست به نظر می رسد این است که جمشید افسانه ای کسی نبود مگر داریوش هخامنشی که ساختمان تخت جمشید را تکمیل کرد، که از دید نگارنده این به گوشه ای از افسانه جمشید شاه و لشکرکشی به شاه سراندیب اشاره دارد.

خلیج فارس در عهد اشکانیان دوران طلایی خویش را سپری می کرد.(تاریخ مختصر خلیج فارس)

نقشه حکومت اشکانیان

رولین سن در کتاب تاریخی خود از صنعت و بازرگانی ایرانیان در عهد اشکانیان سخن می گوید: «بازرگانی و دریانوردی ایرانیان در این دوره پیشرفت کرد و اشکانیان با رومیان همه جا هم چشمی و رقابت می کردند. رفتار دولت اشکانی با بازرگانان خارجی نسبت به رفتاری که دولت روم با آنها داشت خیلی بهتر بود. اشکانیان برای سهولت رفت و آمد بازرگانان مالیات و عوارض خویش را به پول و نقره هر دولتی از بازرگانان بیگانه می پذیرفتند اما دولت روم جز سکه های طلا نمی پذیرفت. شاهنشاهی اشکانی که یک کشور بین المللی و بزرگ بود، زبانهای گوناگون ملل را آموخته بودند و بیگانگان را جهت مسافرت به ایران تشویق مینمودند. آزادی عقیده و مذهب از خصایص بارز دولت اشکانی بود.» بیشتر ایرانیان زرتشتی بودند و به آب و باد و خاک و آتش احترام می گذاشتند، دریا را مقدس میشمردند و سعی و تلاش خویش را در امر دریانوردی با همه خطرهای آن پذیرا می شدند.

ایرانیان باستان روز دهم مرداد هر سال را که مصادف با روز اول ماه اوت است روز دریانوردی قرار داده بودند و این روز را که در حقیقت روز آغاز آرامش آبها و بهار دریاست، جشن می گرفتند. طی تشریفات خاص قایقها و کشتیهای خود را آذین می بستند و با گل و گیاه و شاخه سبز درختان به ویژه سرشاخه درخت هرا، موز، نارگیل و میوه های گرمسیری به میانه دریا می رفتند و پس از شکر و سپاس به درگاه اهورامزدا که دریا را برای آنها آفریده و رام و مسخر آنان ساخته است، گل و گیاه و میوه ها را نذر فرشته آب و دریا و به پیشگاه خداوند هدیه می کردند و بر آبهای بیکران پارس که به اعتقاد ایرانیان شامل دریاهای سرخ، فارس، مکران، هند و چین میشد، می ریختند. به شادی می پرداختند و پس از یک روز شادمانی به بنادر و سواحل و جزایر محل سکونت خود باز می گشتند.»؟(تاریخ مختصر خلیج فارس)

آب پاشی وآب بازی رسم دیرینه ایرانیان در جشنها بود و ایرانیان در کنار دریاها و رودخانه ها نمی توانستند از عناصر در خور نگرش و مقدس طبیعت به آسانی بگذرند. بر همین اساس در دیگر جشنها نیز به آب و دریا اعتقاد راسخی داشتند؛ از آن دسته است جشن نوروز و تیرگان

ایرانیان در دوران ساسانیان بدون شک با آموخته های گذشته از دریانوردی و بازرگانی آشنایی داشتند و اگرچه امر بازرگانی در جاده ابریشم فعال بود اما به دریاها نیز چشم داشتند. یورش اسکندر مقدونی، ناوگان ایران را دچار گرفتاری کرد و به مرور زمان رو به تحلیل برد. این ضعف قدرت در قوای ایران ماند تا روزگار اشکانیان که از نو ناوگان برقرار شد و قدرت کسب کرد و تجدید حیات نمود.

بعد از انقراض دولت اشکانیان و تشکیل دولت ساسانی در دوران اردشیر بابکان، اردشیر به وسیله نیروی دریایی خود به مجمع الجزایر بحرین لشکر کشید و آنجا را به تصرف خود در آورد و شخصی را که ساترون نام داشت و در بحرین بر علیه ایران قیام کرده بود شکست داد، او را دستگیر ساخت و بساط او را در هم کوبید، پسر خود شاپور اول را در بحرین به حکومت گماشت. پس از چندی شهری به نام بتن اردشیر ایجاد کرد که در کتاب های تاریخ یونانی ذکر شده است. ولی در ایام پادشاهی شاپور دوم گروهی از مهاجران عرب در بحرین نیز دست به شورش زدند که شاپور از راه دریا به وسیله ناوگان خود در بحرین قوا پیاده کرد و شورشیان فرار را بر قرار اختیار کردند.

تسلط ایرانیان بر این سواحل در زمان ساسانیان (۶۵۱_۲۲۴م) تحکیم یافت، شواهد چندانی دال بر سکونت عده درخور نگرش از عربهای در سواحل جنوبی خلیج فارس، قبل از اسلام وجود ندارد ولی مهاجرت اعراب به سواحل جنوبی خلیج فارس در زمان اردشیر بابکان (۲۲۴ میلادی بنیانگذار امپراتوری فدراتیو ساسانی آغاز شد. او پادشاه آنان موسوم به ساتیران را شکست داد و کنترل این مناطق ساحلی را بازپس گرفت. منازعات سرزمینی میان امپراتورهای ایران و روم به قرار گرفتن سرحدات غربی ایران در بین النهرین انجامید. در این نقطه بود که ساسانیان پادشاهی محلی حیره را به عنوان حکومت مرزدار ایجاد کردند. با این همه برتعداد حملات اعراب و تجاوزات آنها در قلمروهای ایرانی سواحل جنوبی خلیج فارس افزوده شد. شاپور اول، تلافی دریایی موفقی را علیه آنها صورت داد ولی این حملهها ادامه یافت تا این که شاپور دوم(۳۲۵ – ۳۰۹م) برای مدتی به این مشکل پایان داد.» ادرشیر بابکان به ایجاد دوباره امپراتوری ایران و بازپس ستاندن منطقه خلیج فارس و کرانه های آن کوشید. طبری می گوید: ساترون نامی که فرمانده بحرین بود حاضر نگردید مانند دیگر فرمانداران ایرانی عنان اختیار را به اردشیر بابکان تفویض کند.

«گویند یکی از اجداد پیغمبر که نزار نام داشت، شاپور را در همان حال که سرگرم انتقام بود ملاقات کرد. او از متجاوزین شفاعت نمود، پادشاه نیز به احترام او از تعقیب آنان چشم پوشی کرد.»؟

در عهد انوشیروان تمامی سواحل خلیج فارس و دریای عمان تا خلیج عدن و کشور یمن در عربستان به اختیار دولت شاهنشاهی ایران در آمده بود. در این زمان بود که جزایر سراندیب یا سراندیو، که نام فارسی جزیره سیلان است در جنوب هندوستان و زنگبار که به معنی سرزمین زنگیان است و در کنار آفریقای شرقی است، به دست نیروی ایران تسخیر شده بود. در همین دوران شاهد بزرگترین بحرپیمایی عهد ساسانی و نجات کشور یمن از سلطه حبشیهایی آفریقایی هستیم.(تاریخ مختصر خلیج فارس)

نقشه حکومت ساسانیان

سرآرنولد ویلسن در کتاب «خلیج فارس» به روایت مورخان و جغرافیدانان متقدم اسلامی در این باره می گوید: «در زمان اقتدار شاپور دوم (۳۳۷-۳۰۹م) حمله های متناوب عربهای حجرکه در آن زمان شامل حسا، قطیف و بحرین نیز می شد، ادامه یافت. تقریبا برای اولین بار پس از سفر اکتشافی سنخریب، مطلبی راجع به یک حمله دریایی در خلیج فارس تحت فرماندهی شخص پادشاه می خوانیم که کاملا پیروزمندانه بود. این امر، مهاجرت عربها به نواحی ساحلی مذکور را، هرچند به طور موقت، متوقف ساخت و در پادشاهی انوشیروان تمام کرانه های دریا و جزایر در خلیج پارس در زیر قلمرو مستقیم خود در آورد و بازرگانی ایران را با کشورهای جهان گسترش داد. این جریان تا استیلای قوای اسلام زیر نفوذ و تسلط ایران بود.»

در دوران ظهور اسلام بیشتر سواحل خلیج فارس زرتشتی مذهب بودند، با ظهور اسلام و فتوحات اولیه مسلمان، دامنه برخی از جنگ ها تا نواحی بندری توج و ریشهر در حاشیه غربی خلیج فارس کشیده شد.

پس از خلفای راشدین (دوره بنی امیه) به سبب ظلم و جور این زنجیره اموی کار بر همه مردم عراق و فارس و حتا نواحی خلیج فارس تنگ آمده بود و به علت سختگیری های فرمانداران، برخی از مردم عراق به حاشیه های مکران و خلیج فارس پناه آوردند. در این دوره می توان گفت مردم سواحل خلیج فارس در مسایل داخلی خویش نیمه استقلالی داشتند و اطاعت آنان فقط جنبه خارجی داشت و از سال ۱۳ تا ۳۴۵ هق و سپس با روی کار آمدن شهریاران آل بویه، نظام اداری ایران با همان خوی ایرانی عهد ساسانی اداره میشد.

پس از پیروزی اسلام، دریانوردان ایرانی، نه تنها در سراسر جهان از چین، سیلان و هند گرفته تا بنادر خلیج فارس و دریای سرخ حضور داشته اند، بلکه کشتیرانی در خطوط جهانی هند گرفته تا بنادر خلیج فارس تحت نفوذ و رهبری خود داشته اند، از این دوران به بعد این مسلمانان اعم از ایرانی و عرب بودند که در کار دریانوردی جهان مشغول گردیدند.»

مارتین هاتمن می گوید: «در دین اسلام قاعده دارند که باید از دریا ترسید و عقیده اعراب چنین بوده که در سرزمینها زندگی کنند و از آمد و شد در دریا پرهیز کنند. به همین جهت میانه خوشی با دریا نداشتند.»

اگر به تاریخ قرون اولیه اسلامی نگاه کنیم خواهیم دید در بیشتر حملههای دریایی عربها با شکست روبرو شده اند و در حمله هایی که از طرف دریا به بیزانس بوده وادار به عقب نشینی شده اند. به همین علت ها بوده است که از تجربه دریانوردی ایرانیان استفاده برده اند و از ایرانیان دریانوردی آموخته اند. ترجمه نامه معاویه بن ابوسفیان به خلیفه عمربن خطاب”، نقش موثر کارشناسان دریایی ایران را در فتوحات صدر اسلام در دریای مدیترانه و متصرفات امپراتوری روم به خوبی نشان میدهد.(تاریخ مختصر خلیج فارس)

اشتراک گذاری

لينک کوتاه :

دیدگاه بگذارید

avatar
  عضویت  
اطلاع رسانی