تهی کردن معنا و محتوا از فرهنگ بوشهر
اشتراک گذاری

‌‎سیراف‌خبر؛ رفته رفته با سپری شدن بیش از شش ماه از انتصاب فاطمه کرم پور به مدیریت کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان بوشهر انتقاداتی متوجه او می‌شود. این انتقادات که از زمان مدیرکل فرهنگ و ارشاد سابق وجود داشت و مجموعۀ این اداره را در نزد اهالی فرهنگ، هنر و رسانه بسیار زیر سئوال […]

بابک شاکر

‌‎سیراف‌خبر؛ رفته رفته با سپری شدن بیش از شش ماه از انتصاب فاطمه کرم پور به مدیریت کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان بوشهر انتقاداتی متوجه او می‌شود. این انتقادات که از زمان مدیرکل فرهنگ و ارشاد سابق وجود داشت و مجموعۀ این اداره را در نزد اهالی فرهنگ، هنر و رسانه بسیار زیر سئوال برده بود در حالی کم رنگ‌تر می‌شد که امید می‌رفت فاطمه کرم پور به عنوان جایگزین حمیده ماحوزی بتواند توقعات اهالی فرهنگ را برآورده سازد. اینک اما با سپری شدن شش ماه از حضور وی در اداره کل ارشاد بوشهر هنوز نسیم تغییری برنخاسته و بلکه موج اعتراض و انتقادات است که باز بر می‌خیزد. یادداشت «تهی کردن معنا و محتوا از فرهنگ بوشهر» به قلم بابک شاکر از جملۀ همین انتقادات صریح به فاطمه کرم پور و شیوۀ مدیریتی وی است که می‌توانم چشم داشت انتقاداتی بیشتری نیز بسازد:

‌‎برتولت برشت نمایشنامه نویس آلمانی می‌گوید: «هنر را نمی‌توان با دستور و سفارش پدید آورد، تنها چکمه را می‌توان سفارش داد…». ‌‎روزگاری ساحت هنر، ساحت جوشش ذات هستی بود، این جمله زمانی ساختاری عینی به خود می‌گیرد که ما هنر را خوب بشناسیم و به ادارک ساحت خلق اثر هنری پی ببریم. در چنین وضعیتی هنرمند واقعی نیز شناخته می‌شود، خلق اثر هنری می‌کند و رابطه‌ای مناسب با مخاطب خود برقرار می‌کند که حتی برشی از یک تصویر، خطوط یک نقاشی ، قطعه‌ای شعر یا روایتی داستانی می‌تواند نشان دهندۀ ذات هستی باشد. اثری می‌تواند در چنین ساحتی فاخر و افتخار آمیز شود که مخاطب را با تمام وجود به سمت خود جلب نماید و این گونه است که یک مؤلف ماندگار می‌شود و اثر هنری او افتخار آمیز… این مقدمه‌ای بود بر ساحت خلق هنر و ظهور یک هنرمند و مؤلف واقعی؛ اما بعد ….
‌‎بوشهر از دیر باز ساحل آرامش و جادوی روایت‌های آشکار و پنهان دریای بی کران بوده و هست. شعر، موسیقی، شروه، رقص، شیدایی با شرجی و معنای هستی آمیخته بوده و همین امر بر فرهنگی تأثیر گذاشته که مردمانش همواره در تمامی عرصه‌های زندگی خود شعر و شعور شعری، شور و شیدایی موسیقی، ذهن و زیبایی روایت‌های آَشکار و پنهان را در خود داشته اند و چه زیبا آن را به زمان سپرده اند و حفظ کرده اند.

‎با ورود دنیای مدرن به قول کسروی دو مؤلفۀ اساسی آن یعنی روزنامه و دبستان نیز در بوشهر شکل می‌گیرد. هم زمان با ظهور مدارس نوین بوشهر دارای مدرسه می‌شود و روزنامه نیز با توجه به حوادث مختلف سیاسی و جنبش‌های ضد استعماری در این شهر منتشر می‌شود که خود نشان از بلوغ فرهنگی مردم بوشهر داشته است.
‌‎در چنین وضعیتی روح تازه‌ای به سنت‌های فرهنگی و ادبی بوشهر وارد می‌شود، با نیما همراه می‌شوند، با جمالزاده هم صدا می‌شوند و…. تا جایی که امروز از تأثیر گذارترین چهره‌های مهم داستان نویسی و رمان معاصر ایران از همین شهر به عنوان افتخار ایران شکل می‌گیرند، چوبک، پرویزی، روانی پور و… که علاوه بر خلق ذات هستی جهان خویش، نویسنده‌هایی خلق شدند که انسان معاصر خود بودند و بر جریان ادب و فرهنگ این کشور تاثیر گذاشتند.
‌‎در شعر هم وضعیتی هم شکل داشتیم، شاعران پیشرو و معاصری چون زنده یادان منوچهر آتشی، محمدرضا نعمتی زاده، علی بابا چاهی، شیرزاد محمدآقایی (هرچندکه اصالتاً بوشهری نبودند) و… که هر کدام تأثیری خاص و ماندگار بر جریان ادبیات روز ایران گذاشته اند و نمی‌توان حضور آنان را در جریان ادبیات ایران فراموش کرد. 
‌‎ترجمه اما حکایت دیگری دارد، مترجمانی که دروازۀ ورود ادبیات، تاریخ و فرهنگ سرزمین‌های دیگر در ایران شدند؛ کسانی چون دریابندری، زنگنه، شریفیان، رایین (در تالیف تاریخ) خالق آثاری مانا شدند.
‌‎در چنین وضعیتی بوشهر شهر فرهنگ است و سرشار از مفاخری که هرکدام به تنهایی می‌توانند قطبی برای ادبیات و فرهنگ این سرزمین باشند تنها اگر درست، علمی و صحیح دیده شوند.

امید می رفت با تغییر مدیریت اداره کل فرهنگ و ارشاد بوشهر اتفاقات تازه ای در شهر فرهنگ رقم بخورد، اما چنان سکون بهت آوری بر این پیشینه افتاده است که گویی بوشهر را تاریخی این چنین نبوده است .
گویا این اداره کل که متصدی امور فرهنگی هنری استانی با این پیشنیۀ فرهنگی است هیچ شناخت کارشناسی از تاریخ و هستی شناسی ادبیات و فرهنگ بوشهر ندارد و صرفاً جهت شرکت در جلسات و ارائۀ آمارهایی اداری و برگزاری جلسات نمادین در استانداری حتی مانند مدیر پیشین به سرهم بندی موضوعی دست نزند تا مغالطه‌ای رقم بخورد که شاید تأثیری غیر متعارف بر فرهنگ این شهر نیز داشته باشد!!!
به قول بیهقی: مرحمت خود و آمرزش و بهشت که ایشان را در آن سکون ابدی خواهد بود… این استراتژی مدیرکل جدید ارشاد است که بهترین راه سکون و سکوت است نه کسی پرسشی طرح می کند و نه بیلانی…‌‎هم کناری سکوت و رخوت در مدیریت ارشاد بوشهر باعث شده تا سطح انتظارات پایین بیاید و شاهد باشیم که خرد را می‌ببندد چشم را خواب…
‌‎انتظاری نمی‌رود ارشاد به سمت فعالیت های رادیکال فرهنگی خاصی پیش برود، اما عجیب است که همان اندک تحرک هم در فضای فرهنگی استان دیده نمی‌شود، حتی برون سپاری قاعده‌مندی با در نظرت گرفتن سلایق و ژانرهای فرهنگی انجام نمی شود که به طور مثال آنقدر در حوزۀ موسیقی سلیقه ای خاص را به این شهر می آورند که اقبال از کنسرت‌ها هم رو به افول می رود. آیا این سکون جز تهی کردن معنا و محتوا از فرهنگ غنی استان سرشار از هنر بوشهر نیست؟
‌‎امیدوارم روزی متولیان دولتی فرهنگ و هنر، به این صرافت بیفتند که غنای فرهنگی یک جامعه با سکوت، مدیریت غیر حرفه ای ، اداری کردن و ارائه آمارهای کسالت بار به وجود نمی‌آید، بلکه برای توانمندسازی جامعه امروز باید فرهنگ و داشته‌های آن را به طور صحیح و بی حب و بغض و ترس ارائه کرد، تا نسل‌های آینده بدانند و بخوانند و زندگی کنند.

 

اشتراک گذاری

لينک کوتاه :

avatar
  عضویت  
اطلاع رسانی