زنان در ورزشگاه؛ از نبود منع قانونی تا سلیقه‌گرایی به نام مذهب
اشتراک گذاری

حضور زنان در ورزشگاه؛ از نبود منع قانونی تا سلیقه‌گرایی به نام مذهب گفتگویی است که برای بررسی حضور زنان در ورزشگاه با دکتر مسلم رویین، وکیل پایه یک دادگستری در بوشهر انجام دادیم. در این گفتگو مسلم رویین به پرسش‌های ما پاسخ می‌دهد و می‌گوید این مسئله ناشی از منع قانون نیست و سلیقه‌گرایی در آن دیده می شود

سیراف خبر؛ محمدصادق کاظمی: در آستانۀ شهرآورد بزرگ پایتخت، و فشارهای فزایندۀ فیفا و بخش بزرگی از افکار عمومی برای ورود زنان به ورزشگاه‌ها و آنچه سحر خدایاری در اعتراض به عدم ورود زنان به ورزشگاه و خطر رفتن به زندان با خود کرد، بر آن شدیم حضور زنان در ورزشگاه؛ از نبود منع قانونی تا سلیقه‌گرایی به نام مذهب را به بررسی با یک وکیل بگذاریم. دکتر مسلم رویین، وکیل پایه یک دادگستری در بوشهر در این گفتگو به پرسش‌های ما پاسخ می‌دهد و می‌گوید این مسئله ناشی از منع قانون نیست و سلیقه‌گرایی در آن دیده می شود.

 

آقای دکتر! ممنوعیت ورود زنان به ورزشگاه بر اساس کدام ماده قانونی است؟

تا آنجا که به قوانین رسمی کشور باز می‌گردد، در هیچ قانون کیفری و جزائی و ورزشی کشور هیچ منع قانونی برای حضور زنان در ورزشگاه‌ها و استادیوم‌های فوتبال وجود ندارد. متأسفانه این ممانعت مبتنی بر هیچ قانونی نیست و فقط سلیقه‌ای دارند برخورد می‌کنند.

آیا این ممنوعیت با اصول قانون اساسی نظیر اصل نوزدهم و بیستم که بر برابری آحاد ایرانیان تأکید می‌کند هم‌خوانی دارد؟

قانون اساسی جمهوری اسلامی در موارد متعدد بر لزوم رعایت حقوق زنان تأکید کرده. حتی بحث حقوق انسانی زنان را مطرح کرده که شاید با مردان مشابه نباشد اما قانون‌گذار مدعی است که مساوی هستند. این نظر مشهور بسیاری از علمای دینی است که در اسلام حقوق زنان و مردان مساوی است؛ اما مشابه نیست. در اصل نوزدهم و بیستم قانون اساسی، حقوق یکسان سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی برای همۀ مردان و زنان ایرانی در نظر گرفته شده و اصل ۱۹ زبان، رنگ، نژاد و مانند اینها را سبب امتیاز ندانسته. از همین اصول این معنی متبادر می‌شود که زن بودن دلیلی برای نداشتن حق ورود به ورزشگاه نمی‌شود و به عنوان یک حق اجتماعی مورد تأیید و تضمین قانون اساسی کشور است. اینها مواردی هستد که متأسفانه جنبۀ سلیقه‌ای دارد و جنبۀ قانونی ندارد . کما اینکه ماده ۲۱ قانون اساسی در رابطه با رشد شخصیت زنان در جنبه‌های مختلف تأکید کرده. اینها اصول مصرح قانون اساسی کشور است که نافی این امر سلیقه‌ای در خصوص عدم ورود زنان به ورزشگاه‌هاست. قانون اساسی در این زمینه به عنوان قانون مادر و میثاق نامۀ ملی می‌تواند راهگشا باشد. پس ما نه قانون مصرحی داریم که منع کرده باشد که اگر هم بود غیر عادلانه و تبعیض آمیز بود و بلکه قوانین اساسی ما مصرحاً حقوقی را برای زن در نظر گرفته که از آن حضور زن در ورزشگاه‌ها، مستفاد و استخراج می‌گردد.

مرز قانون و فقه تا کجاست آقای دکتر؟ آیا صرفاً مخالفت برخی از علمای دینی می‌تواند ملاک رفتار حکومت با شهروندان باشد؟ آیا صرفاً یک فتوای فقهی می‌تواند مبنای رفتار یک دولت باشد؟

مطابق با قانون اساسی کشور قانون مصوبه مجلس نمی‌تواند مغایر شرع باشد. شورای نگهبان آن را رد می‌کند. اما فقه همۀ اسلام نیست و تنها بخشی از آن است و قانون‌گذار می‌بایست به همۀ جنبه‌های اسلامی بودن قوانین تأکید کند و نه فقط فقهی بودن؛ ضمن اینکه فقه نیز یک چیز یک دست بدون تضاد و تفاوت نیست. صرف مخالفت علمای دینی نمی‌تواند ملاک باشد؛ کما اینکه خیلی از مراجع تقلید مخالف پرداخت سود بانکی هستند که آن را ربا می‌دانند. اما در جامعۀ ما دارد اتفاق می‌افتد و حتی قانونی هم شده است. چون چند فقیه و یا عالم دینی در مخالفت با حضور زنان در ورزشگاه چیزی گفته‌اند الزاماً قانون نیست. قانون ملاک عمل حکومت‌هاست. قانون و فتوا متفاوت است. صرف فتاوای فقهی نمی‌تواند مانعی برای ورود زنان به ورزشگاه شود. مضاف بر آن ما مراجعی داریم که حضور زنان در ورزشگاه را هم مغایر اسلام ندانسته‌اند. حالا کدام فتوا ملاک است؟ الان به سایر کشورهای اسلامی نگاه کنید مثل عراق و افغانستان. قبل از انقلاب هم در ایران آزاد بود. در همین جمهوری اسلامی هم تا یک تاریخی زنان وارد ورزشگاه شده‌اند و باز مشکلی پیش نیامده مثل بازی ایران و بحرین یا سال ۷۷ در استقبال از تیم ملی که از استرالیا آمد و زنان وارد ورزشگاه‌ها شدند و باز مشکلی پیش نیامد. در تمامی مراسم‌های عمومی که ده‌ها هزار زن و مرد در ورزشگاه‌ها مثل ایام انتخابات جمع می‌شوند و زن و مرد کنار هم هستند و هیچ مشکلی هم پیش نمی‌آید. چطور آن زمان ایراد شرعی بر آن وارد نیست؟ چون می‌خواهند انتخابات برگزار کنند؟ فردای آن چرا ممنوع می‌شود؟ این یک برخورد به نظرم متعصبانه است و به فکر عواقب کار نیستند. الان فیفا اطلاع داده ایران باید تا اکتبر(مهر) شرایط را فراهم کند و در غیر این صورت فوتبال ما تعلیق خواهد شد. موضوعی به این پیش پا افتادگی چرا باید مبدل به بحرانی ملی و بین المللی برای کشور شود. دنیا در مورد ما چه فکر می‌کند که در عین ثبات سیاسی، زنان را به ورزشگاه راه نمی‌دهیم. این وهن ایران و اسلام در دنیای امروز است. این باعث ملکوک شدن چهرۀ دین در نزد جهانیان شده. عین ممنوعیت رانندگی زنان در عربستان است. شما ببینید همین خود ما چقدر بابت این ممنوعیت ناموجه، عربستان و سعودی‌ها را شماتت کرده‌ایم. اینک همان نگاه هم نسبت به ما شکل گرفته. این زیبنده برای ما نیست و سوءتبلیغ برای دین محسوب می‌شود.

برخی می‌گویند به دلیل فحاشی‌ها در ورزشگاه‌ها این ممنوعیت صادر شده است. نظر شما چیست؟ مبنای حقوقی دارد؟

خیر؛ ندارد. اگر مسئله فحاشی‌ها در استادیوم‌هاست که در خیابان هم فحاشی می‌شود. پس حضور زنان در خیابان را هم باید ممنوع کنیم. خداداد عزیزی روزی گفته بود که فضای درون ورزشگاه‌ها بسیار مناسب تر از فضای خیابان‌هاست برای خانم‌ها در شرایط فعلی! ‌ای بسا زنان که بیایند همان معدودی که فحاشی می‌کنند به خاطر وجود بانوان در ورزشگاه‌ها مراعات کنند. مردان با زنان و دختران و خواهران خود به ورزشگاه‌ها می‌روند و این ناهنجاری‌ها را کاهش می‌دهد.

به مرحومه سحر خدایاری برگردیم. دختری که در اعتراض به این ممنوعیت خودسوزی کرد و به دختر آبی مشهور شد. به لحاظ حقوقی برخوردی که با سحر خدایاری شد چه ایراداتی داشت؟ و آیا شرایط دادرسی عادلانه در خصوص وی اعمال شده بود یا خیر؟

چون اطلاع حقوقی کاملی از پروندۀ مرحومه سحر خدایاری ندارم، نمی‌توانم اظهار نظر حقوقی کنم. باید دید که پرونده در چه مراحلی بوده و موارد اتهامی، چه عناوین اتهامی دقیقی بوده و آیا اینکه در صلاحیت دادگاه انقلاب باشد یک مقدار سخت است. چون پرونده هایی به دادگاه انقلاب می‌رود که جنبۀ امنیتی دارد و یا تشویش اذهان عمومی و یا تبلیغ علیه نظام و مواردی از این دست است که وارد دادگاه انقلاب می‌شود. باید دید تلاش این دختر برای ورود به ورزشگاه تحت چه اتهامی تحت پیگرد بوده و تشکیل پرونده شده است. تا پرونده دیده نشود نمی‌توان در باب دادرسی عادلانه صحبت کرد. با حدسیات نمی‌توان وارد مباحث حقوقی شد و باید با مدارک و ادله صحبت کرد. اما اینکه یکی به این دختر گفته بود شش ماه حبس برایت در نظر گرفته‌اند یا خواهند گرفت او مرتکب جرم حقوقی شده است. هیچ کس حتی مقام قضائی تا قبل از صدور رأی نمی‌تواند اظهار نظر کند. حق اظهار نظر ندارد. تخلف محسوب می‌شود. اینکه چه کسی چنین حرفی زده باید مشخصص شود و او مرتکب جرم و تخلف شده است.

قوانین بین المللی در خصوص حضور زنان در ورزشگاه چه می‌گویند؟

قوانین بین المللی که به فدراسیون بین المللی فوتبال بر می‌گردد هیچ منعی ندارد. ورود زنان و مردان به ورزشگاه‌ها با همدیگر هست و هیچ منع قانونی و یا سیاسی و یا اجتماعی ندارد و حتی بیشتر استادیوم‌ها الان مختلط هستند و حتی جایگاه ویژه یا اختصاصی که برای زنان در نظر گرفته باشند هم نیست و زنان و مردان کنار هم و بر روی شمارل صندلی بلیط خود می‌نشینند. و لذا منعی نیست و همانگونه که همه می‌دانیم در صورت عدم تأمین نظر فیفا فوتبال کشور تعلیق خواهد شد.

سخن آخر؟

حرف آخرم به دولت و به ویژه وزیر ورزش و جوانان ایران است که متأسفانه سکوت کرده است. وزیر ورزش با شجاعت باید موضع گیری کند و از ورود زنان به ورزشگاه‌ها قاطعانه حمایت کند؛ ولو اینکه به استیضاح و عزل او منجر شود. شما وزیر هستید هیچ نمودی که تا الان نداشته اید برای جوانان و زنان در زمینه‌های مختلف. این سکوت بسیار بار منفی دارد. حتی وزیر کشور هم باید اظهار نظر کند و پیگیری کند که زنان ما هم مثل سایر دنیا باید وارد ورزشگاه شوند. در دانشگاه‌ها آمار زنان بالاتر از مردان است.افکار عمومی را باید محترم شمرد. باید به زنان احترام گذاشت و در نهایت قوانین بین الملل را محترم دانست.

اشتراک گذاری

لينک کوتاه :

دیدگاه بگذارید

avatar
  عضویت  
اطلاع رسانی