روز شعر و ادب فارسی مصادف با بزرگداشت شاعر نامی؛ شهریار
اشتراک گذاری

به گزارش سیراف خبر، امروز، بیست و هفتم شهریور است؛ روز شعر و ادب پارسی؛ و سالروز درگذشت سید محمد حسین شهریار، شاعر معاصر ایرانی (۱۲۸۵ تا ۱۳۶۷)، با تصویب شورای عالی انقلاب فرهنگی، روز ملی شعر و ادب پارسی، نامیده شده است. پیشنهاد دهنده روز درگذشت شهریار به عنوان روز شعر و ادب فارسی، علی‌اصغر شعردوست، سیاستمدار و محقق ایرانی است که سوابقی؛ چون سفیر ایران در تاجیکستان، نماینده مردم تبریز در دورۀ ششم مجلس شورای اسلامی و اولین دبیر شورای عالی امور ایرانیان خارج از کشور را در کارنامه خود دارد.

وی در گفتگو با خبرنگاه در جواب سئوال دربارۀ علت اولیه نام گذاری روز درگذشت شهریار به عنوان روز شعر و ادب، پاسخ داد:

این سؤال دو بخش را شامل می شود؛ اول اینکه چه ضرورتی داشت روزی برای شعر و ادب فارسی و به‌ ویژه شعر در تقویم رسمی سالانه کشور وجود داشته باشد و چرا این روز با استاد شهریار پیوند داشته باشد. تا زمان طرح و تصویب این پیشنهاد ما هیچ روزی را به عنوان روز شعر و ادب در تقویم کشور نداشتیم؛ در حالیکه نزد ما ایرانیان شعر همواره عالی‌ترین و ناب‌ترین صورتی بوده است که در هنر کمال مجال بروز می‌یابد. با این حال به‌رغم وجود نام های بزرگانی در تقویم بزرگداشت شاعران بزرگ متقدم همچون شاعرِ شاعرانِ ایران‏ فردوسی، مایه سربلندی ایران و ایرانیان حافظ و سعدی و عطار در مناسبت های سال توجهی به بزرگداشت شعر معاصر ایران نشده بود. این نقص را با توجه به مسئولیت های مختلف فرهنگی ام در دو دهه پیش از طرح این موضوع احساس کردم و در این اندیشه بودم برای پرداخت به شعر معاصر و شاعران توانایی که در دوران ما زندگی می‌‏کنند باید مناسبتی وجود داشته باشد. این مناسبت باعث خواهد شد همانند توجه به سایر وجوه هنر کشور؛ از قبیل موسیقی، تئاتر، سینما و هنرهای تجسمی به این نوع فاخر و فخیم هنر ایران  نیز توجه شود. به این دلیل اختصاص روزی به شعر و ادب کشور را ضروری تشخیص داده و به اندیشه طراحی این موضوع افتادم.

_ شاعران نام‌آور بسیاری داریم، اما شهریار چه ویژگی خاصی دارد که روز درگذشت ایشان را به عنوان روز شعر ادب و پارسی انتخاب و پیشنهاد کردید؟

در این انتخاب و پیشنهاد من به معاصرت توجه داشتم؛ به عبارتی برای توجه بایسته به شعر و شاعران امروز، باید شاعر مورد نظر مناسبتی با دوران ما می داشت، از سوی دیگر همگاهی این مناسبت با هر کدام از شعرای متقدم گذشته بحث برانگیز بود، همان پیش بینی که بعد از تصویب این موضوع در انتقادها مطرح بود. عده ای معتقد بودند مناسبت شعر و ادب فارسی باید پیوند با حکیم ابوالقاسم فردوسی داشته باشد و عده ای از منتقدان به تناسب آن به حافظ یا سعدی اعتقاد داشتند، به همین ترتیب برخی به همگاهی روز شعر و ادب با مولوی معتقد بودند و هرکدام استدلال هایی داشتند که به فرض پیشنهاد هر کدام باز هم جای مجادله و مباحثه باز بود. اما به دلایل گفته‌شده و بسیاری دلایل دیگر به شاعر بزرگی از شاعران هم‌روزگار نظر داشتم و در میان شاعران و بزرگان شعر معاصر کشور استاد سید محمد حسین شهریار، به گواهی بسیاری منتقدان و محققان برجسته و به تصریح همگنانش، همچنین تأیید ذوق عمومی، درخشان ترین چهره شعر معاصر ایران است.

شهریار چون سیمرغ در جایگاهی چندان فراتر از دیگر شاعر هم روزگارش جای گرفته است که تفوقش را به معاصر خود حتی بی‏ چشم و چراغ هم می‌‏توان دریافت. بی‏گمان توفیق شهریار و اقبال کم‏ مانند وی به اعتبار کیفیت و کمیت آثارش از نوادر تاریخ شعر ماست. زیرا ما در طول عمر پربرکت استاد شهریار و در گستره خلاقیت عظیم او نه یک شاعر بزرگ، بلکه چند شاعرِ بزرگ را دوشادوش هم  می‏‌بینیم: پی‏گیرنده و پاس دارنده سنت های ادبی است. چنین ذهنیت و نگاهی، باعث تحولی شگرف در تاریخ بعضی از انواع شعر فارسی شده است. یکی از بزرگترین خدمات شهریار، ایجاد تحول در عرصه غزلِ فارسی است. جریان پویایی که امروزه با عنوان «غزل نو» به موازات شعر نو به حیات خود ادامه می‏‌دهد، در واقع با غزل های نوآیینِ استاد آغاز شده است. شهریار را می‏ توان پس از دوره بازگشت و دوره مشروطیت که به اعتقاد بنده باید از ادوار رکورد و فتور تاریخ غزل شمرده شوند، احیاگر غزل فارسی و نیز پدر غزل نو دانست. رویکرد ویژه شهریار به غزل، باعث شد غزل دیگر باره به عنوان پویاترین گونه شعر فارسی جایگاه خود را در اذهان و انظار بازیابد. شهریار از آغاز رویکرد به شعر و شاعری با آثار بزرگان شعر و ادب این سرزمین مأنوس و مألوف بود. این انس و الفت، که در مواردی به شیفتگی مانند‏تر بود، در تکوین و تشکل شخصیت ادبی شاعر نقش بسزایی داشت. استاد شهریار با زبان و نگاه ویژه خود در انواع و قالب های مختلف شعر سنتی سخن‏‌پردازی کرده است. آثار او، در هر نوع و قالبی، هم از نظر قوت و کیفیت و هم از نظر کمیت درخور توجه است. استاد شهریار از سویی با استقبال و اقتفای آثار برخی شاعران متقدم؛ به ویژه خواجه شیراز توان و تبحر خود را در هماوردی با ارکان شعر ایران به نمایش گذاشت است، از سوی دیگر تنها به انتقال مواریث و تجارب ادبی اسلافِ خود اکتفا نکرده، بلکه در جریان تداوم سنت های ادبی، ذهنیت و نگرش نو دارد.

_ ممکن است درباره شعر شهریار و چگونگی نفوذ آن قبل از انقلاب هم قدری توضیح بدهید، چون تا آنجا که معلوم است، حکومت پهلوی چندان میانه ای با زبان ترکی نداشت؟

در روزگاری که شعر و ادب ترکی در کشور از سوی حکومت نه‌تنها مورد بی‏ مهری که در معرض تهدید قرار گرفته بود، استاد شهریار به یاری آن شتافت. امروزه آوازه شعرهای ترکی استاد سال هاست از حدود و ثغور سیاسی و جغرافیایی درگذشته است. منظومه حیدربابایه سلام که فرازین قله آثار ترکی شهریار به شمار می ‏رود، نه تنها به آثار شاعران ترکی‏ گوی ایران، بلکه در شعر جمهوری آذربایجان، ترکیه و جمهوری های آسیای میانه هم تأثیر بسیار نهاده است. اما باید توجه داشت استاد در مقطعی به سرودن شعر با زبان مادری آغاز کرد که در عرصهٰ شعر فارسی شاعری مطرح و مقبول بود، سروده های شورآفرین شهریار بین خواص و عوام مقبولیت عام یافته بود. استاد شهریار هنگامی که به سرودن اشعار آذری آغاز کردند، دیگر به اعتبار آثار فارسی خود در عرصه فرهنگ و ادبیات معاصر چهره ه‏ای شناخته و محبوب بودند، همین اعتبار و محبوبیت شهریار، هم در نوردیدن محدودیت های سیاسی و امنیتی رژیم ستم‌شاهی را آسانتر و هم توجه مردم را به اشعار ترکی او  و از این طریق به زبان و ادبیات ترکی جلب کرد. بی ‏شک هیچ یک از شاعران آذربایجانی ما (و بلکه هیچ یک از شاعران معاصر ایران) از چنین نفوذ و اعتباری تعیین کننده و مؤثر برخوردار نبود. همچنین با توجه به شرایط سیاسی آن سال‌ها و گرایش بعضی از نیروهای فرهنگی به شوروی و کوشش برای تبدیل زبان ترکی آذربایجانی به عنوان زبان واسط میان شوروی و چپگرایان ایران، شهریار به عنوان یکی از شیفتگان مفاهیم دینی و خادمان صادق زبان و ادب فارسی و نیز چهره‏ای میهن‌‏پرست به دور از همه بازی های سیاسی به یاری شعر ترکی شتافت.

 

یکی از اشعار شهریار به زبان فارسی:

چه شد که بار دگر یاد آشنا کردی

چه شد که شیوه بیگانگی رها کردی

به قهر رفتن و جور و جفا شعار تو بود

چه شد که بر سر مهر آمدی وفا کردی

منم که جور و جفا دیدم و وفا کردم

توئی که مهر و وفا دیدی و جفا کردی

بیا که با همه نامهربانیت ای ماه

خوش آمدی و گل آوردی و صفا کردی

بیا که چشم تو تا شرم و ناز دارد کس

نپرسد از تو که این ماجرا چرا کردی

منت به یک نگه آهوانه می بخشم

هر آنچه ای ختنی خط من خطا کردی

اگر چه کار جهان بر مراد ما نشود

بیا که کار جهان بر مراد ما کردی

هزار درد فرستادیم به جان لیکن

چو آمدی همه آن دردها دوا کردی

کلید گنج غزلهای شهریار توئی

بیا که پادشه ملک دل گدا کردی

_________________________

یکی از اشعار ترکی شهریار+ ترجمۀ فارسی:

صبح اولدی هر طرفدن اوجالدی اذان سسی

گـــویا گلیــــر ملائـکه لــــردن قــــرآن سسی

بیر سس تاپانمیـــرام اونا بنزه ر، قویون دئیی

بنزه ر بونا اگـر ائشیدیلسیدی جـــان سسی

 

سانکی اوشاقلیقیم کیمی ننیمده یاتمیشام

لای لای دئییر منه آنامیـــن مهربـــان سسی

 

سـانکی سفرده یم اویادیــرلار کی دور چاتاخ

زنگ شتر چالیر، کئچه رک کـــاروان سسی

 

سانکی چوبان یاییب قوزونی داغدا نی چالیر

رؤیا دوغـــور قوزی قولاغیندا چوبـــان سسی

 

جسمیم قوجالسادا هله عشقیم قوجالمیوب

جینگیلده ییـر هله قولاغیمدا جـــوان سسی

                                                      

سانکی زمان گوله شدی منی گوپسدی یئره

شعریم یازیم اولوب ییخیلان پهلـــوان سسی

 

آخیر زماندی بیر قولاق آس عرشی تیتره دیـر

ملت لرین هــارای، مددی، الامـــان سسی

 

انسان خـزانی دیر تؤکولور جـان خزه ل کیمی

سازتک خزه ل یاغاندا سیزیلدار خزان سسی

ترجمۀ فارسی:

صبح شد و از هر سمت، صدای اذان بلند شد

گویا که از فرشتگان، صدای قرآن می‌آید

 

صدایی مثل آن نمی‌یابم، بگذارید بگویم که

اگر صدای جان شنیده می‌شد، به آن شبیه بود

 

گویا بسان دوران کودکی‌ام که در گاهواره آرمیده‌ام

صدای مهربان مادرم برایم لالایی می‌گوید

 

یا اینکه در سفر هستم و بیدارم می‌کنند که برخیز تا به مقصد برسیم

زنگ شتر نواخته می‌شود که کاروان دارد عبور می‌کند

 

یا اینکه چوپان، گوسفندان را پراکنده است و در کوه نی می‌زند

و این صدای چوپان در گوش گوسفندان رویا می‌آفریند

 

اگر جسمم هم پیر شده باشد، هنوز عشقم پیر نشده است

و در گوشم هنوز صدای جوانی طنین انداز است

 

یا اینکه زمان با من کشتی گرفته و مرا به زمین کوبیده است

و شعر و نوشته‌هایم همانند صدای پهلوان به زمین خورده است

 

آخرالزّمان شده و گوش فرا دهید که

فریاد کمک‌خواهی مردم، عرش را به لرزه درمی‌آورد

 

پاییز انسانی است و جان ها همانند برگ پاییزی به زمین می‌ریزند

برگ‌های پاییزی وقتی می‌ریزند، پاییز همانند ساز، ناله سر می‌دهد.

 

منبع: ایلنا

لينک کوتاه :

اشتراک گذاری

دیدگاه بگذارید

avatar
  عضویت  
اطلاع رسانی