عصر پسا آبان ۹۸ در ترازوی ایران پس از ترکمانچای و آنچه در راه است
اشتراک گذاری

اعتراضات آبان ۹۸ به لحاظ سنگینی و خرق عادت بودنش شکاف ذهنی بزرگی در جامعه و حاکمیت پدید آورده است و از نظر اهمیت به اندازۀ شکست های ایران از روسیه می تواند مهم تلقی شود. در این نوشته می کوشم به اختصار ویژگی های عصر پسا آبان ۹۸ و ربط آن با ایران پس از ترکمانچای را وا کاوی نمایم.

آبان 98

سیراف خبر؛ مرتضی رضائی: جمهوری اسلامی ایران در عصر پسا آبان قرار گرفته است. دولت، ملت و حاکمیت و چهارچوب سرزمینی ایران پس از نیمه شب ۲۴ آبان ۹۸ و هفتۀ پایانی آبان ماه، وارد عصر جدیدی شده است. این عصر چه مختصاتی دارد که پیش از این شاهدش نبوده‌ایم و چگونه باید آن را تحلیل کرد؟

۵ ویژگی عصر پسا آبان ۹۸

  1. افول همۀ گفتمان‌ها و هژمونی‌های سیاسی. نخستین ویژگی این دوره این است که هیچ اَبَر گفتمانی بر سپهر سیاسی ایران فرمان نمی‌راند. با گسیختگی نظام معنایی، حوزۀ عمومی امروز به جزیره‌های منفک از هم مبدل شده که بسیار پر تنش است و همچون گسل‌های زلزله خیز فعال عمل می‌کند.
  2. جامعه پسا آبان بسیار رادیکال شده و متناسب با انباشت مطالبات برآورده نشده‌اش در روزگار افول همۀ گفتمان‌های پیشین (ناسیونالیسم باستان گرا، اسلام سیاسی، توسعۀ مدنی و اصلاحات، سلطنت طلبی، جریانات چپ انقلابی، ملی گرایی لیبرال و…) همچون رحمی است که نطفۀ گفتمانی تازه را در خود می‌پرورد. این گفتمان، حاملان آن، برسازندگان و عاملان آن در حال رشدند. بزنگاهی تاریخی در پیش است که این گفتمان زاده شود.
  3. افول عصر نفت: اقتصاد تک پایه و نفتی ایران به انتهای مسیر خود نزدیک می‌شود. پایان عصر نفت فرا می‌رسد و این خارج از قدرت تصمیم گیری و تصمیم سازی کلیۀ کشورهای نفتی است. توسعۀ تکنولوژی به شکلی است که در بازه‌های زمانی یک تا دو دهۀ آینده تقریباً وابستگی نفتی کشورهای اصلی مصرف کنندۀ انرژی به نفت خاورمیانه به سمت صفر میل پیدا خواهد کرد. تقریباً تمامی کشورهای نفتی منطقه این صدا و آهنگ را شنیده‌اند. عصر انرژی پایان ناپذیر آغاز شده و این دقیقاً مصادف گشته با سوزاندن تمامی فرصت هایی که نفت می‌توانست در اختیار توسعۀ ایران بنهد. اینک در آغاز پایان عصر نفت، کشوری فقرزده باقی مانده که شصت میلیون نفر آن محتاج اعانۀ دولتی هستند که حتی از تأمین بودجۀ خویش نیز ناتوان مانده است.
  4. خشونت سر برآورده است: دیگر دوست و دشمن، خودی و غیر خودی در هراس از روزهای آینده و متحیر از روزهای رفته به اعتراف برآمده‌اند که عصر وحشت و خشونت در ایران می‌تواند سر رسیده باشد و اگر تدبیر لازم اندیشیده نشود پیدا نیست سر به کدام وادی خواهد نهاد. خشونت‌های کور و کشته شدن بی‌شمار افرادی که «به گفتۀ رهبری شهیدانی بی‌گناه بوده‌اند» که به گلوله بسته شده‌اند خود آبستن خشونت‌های بیشتر می‌تواند باشد. تمامی تحلیل‌های جامعه شناختی، اقتصادی و سیاسی بیم می‌دهند که این اعتراضات می‌تواند دوباره و در اشکال شدیدتری در آینده‌ای دور یا نزدیک تکرار شود.
  5. شکاف فزایندۀ روحانیت با جامعه که خود را در به آتش کشیدن حسینیه‌ها، حوزه‌ها، دفاتر ائمۀ جمعه و بسیاری از نمادهای دینی نشان می‌دهد زنگ‌های خطر را به صورت جدی در نهادهای مذهبی کشور به صدا در آورده است. این زنگ‌های هشدار، بی‌تردید گوش‌های شنوای فراوانی یافته و به زودی زبان‌ها و دهان‌های قدرتمندی نیز در بدنۀ روحانیت ایجاد خواهد کرد. مرجعیت ایران نمی‌تواند خلاف سنت هزار سالۀ خویش عمل کند و پایگاه‌های اجتماعی خود را از دست بدهد.

ترکیب میل به خشونت، افول گفتمان‌های سیاسی ۹۰ ساله در ایران، احتمال زایش گفتمانی نو در سپهر سیاسی کشور و افول عصر نفت و احساس نگرانی شدید روحانیت از وضعیت کنونی، مهمترین ویژگی‌های عصر پسا آبان ۹۸ است.

آبان ۹۸ هم سنگ قرارداد ترکمانچای

در میان حوادث تاریخی رخ داده در ایران معاصر شاید هیچ رویدادی به اندازه شکست‌های ایران از روسیه در جنگ‌های قفقاز که منجر به تجزیۀ تمامی سرزمین‌های ایرانی ماوراء ارس از ایران گردید، بر وجدان ایرانی‌ها سنگینی نکند. با اینکه افزون بر ۲۰۰ سال از قرارداد گلستان و ۱۹۰ سال از قرارداد ترکمانچای می‌گذرد اما هنوز ذهن ایرانی به نوعی درگیر این شکست‌ها و قراردادهایی است که سراسر سرزمین‌های ایرانی ماوراء ارس را تجزیه نمود: و این همان نکته‌ای است که به نظر نگارنده دوران ساز شد.

ذهن ایرانی پس از شکست‌های خون بار و خفت بار در جنگ‌های قفقاز که به از دست رفتن خاکش منجر گردید دچار مسئله شد و پرسشی تاریخی سر برآورد: چه شد که این گونه شد و چرا ما این چنین عقب افتادیم و چه باید کرد که این فجایع دیگر بر ایران نرود. این پرسش‌ها که با وقایع تلخ بعدی نظیر تجزیۀ هرات و خانات افغانستان از ایران، از کف رفتن ممالک محروسۀ ایران در آن سوی اترک، عصر قراردادهای خفت بار اقتصادی که کمر اقتصاد ملی را شکست در نهایت به انقلاب مشروطه و سربرآوردن عدلیه و مجلس و قانون اساسی منتهی شد. تقریباً اثبات شده است که پاسخ به این پرسش‌ها از پی این شکست‌ها بود که پای تجدد و نوسازی را به نظام آموزشی، دیوان سالاری، ارتش، امور مالیه و… در ایران باز کرد و روزنامه و حزب و انجمن را به ارمغان آورد.

امروز به زعم نگارنده با وقوع آبان خونین ۹۸ بار دیگر ذهن ایرانی به شدت دچار مسئله شده است و از این لحاظ هم پای سنگینی شکست‌های ایران از روس است که هیچ واقعۀ تاریخی معاصری به سنگینی آن نمی‌رسد. این رخداد تاریخی با این حجم از خشونت و خونریزی و گستردگی، همان پرسش‌های عصر پسا ترکمانچای را احیا نموده است: چرا به این نقطه رسیده‌ایم؟ چه شد که ایرانیان رو در روی هم قرار گرفته اند؟ چه باید کرد که ایران از کف نرود؟ چگونه می‌توان جلوی تکرار چنین فاجعۀ ملی را گرفت؟ کجای کار ما می‌لنگد که «همه توسعه یافته‌اند و باز ایران عقب مانده است»؟

این پرسش‌ها هم سنگ پرسش‌های ۲۰۰ سال پیش ملت ایران است. آن پرسش‌ها پاسخی نظیر مشروطیت یافت که آزادی و استقلال و عدالت و معنویت و تمامیت ارضی کشور را در دل خود تأمین و تضمین می‌نمود. امید واثق دارم بر بستر ویژگی‌های عصر پسا آبان ۹۸ نیز پاسخی ساخته خواهد شد که در عین حفظ مملکت و برقراری صلح و سازش ملی میان تمامی نیروهای سیاسی و حاکمیتی و اجتماعی قدیم و جدید در جامعۀ امروزین ایران، مطالبات ملی معوق ماندۀ چندین نسل به دور از خشونت جوابی معقول گیرد.

اشتراک گذاری

لينک کوتاه :

avatar
  عضویت  
اطلاع رسانی