مصطفی سالاری و سازمان تأمین اجتماعی
اشتراک گذاری
مصطفی سالاری

به گزارش سیراف خبر، مصطفی سالاری مدیرعامل سازمان تأمین اجتماعی شده است. سازمان تأمین اجتماعی یکی از بزرگ‌ترین بنگاه‌های اقتصادی کشور محسوب می‌شود. اقتصاد آنلاین گزارش می‌دهد که بودجۀ مصوب امسال این سازمان ۱۲۲ هزار میلیارد تومان بوده و گردش مالی سالانه آن نیز ۲۴۰ هزار میلیارد تومان است. یعنی هر ماه حدود ۲۰ هزار میلیارد تومان و روزی افزون بر ۷۰۰ میلیارد تومان گردش مالی برای این سازمان در سال جاری ثبت می‌شود.

سازمان تأمین اجتماعی حدود ۳۰ شرکت زیر مجموعه داشته و ۹ شرکت هلدینگ در زمینه‌های گاز، پتروشیمی، سیمان و دارو است. شاید مشهور‌ترین و بزرگ‌ترین آنها نیز شرکت سرمایه گذاری تأمین اجتماعی معروف به شستا باشد که در سال‌های گذشته مفاسد اقتصادی کلانی در آن رخ داد و بخش عمده‌ای از اموال آن مورد دست‌برد و سوء استفاده قرار گرفت. مصطفی سالاری در حالی در سازمان تأمین اجتماعی صاحب اختیار شده است که دست کم دو تن از مدیران سابق این سازمان سرنوشتی مشهور پیدا کردند که زنگ‌های خطر را برای او به صدا در می‌آورد.

سعید مرتضوی و آنچه بر او رفت

سعید مرتضوی یکی از پر حاشیه‌ترین مدیران سازمان تأمین اجتماعی کشور بود. مرتضوی در حالی به ریاست سازمان تأمین اجتماعی رسید که پرونده‌های مفتوح قضائی داشت و قسمت عمده‌ای از مجلس نیز در سال ۹۰ با انتصاب وی به این سمت مخالفت کرد. در تکاپوی دولت و مجلس سرانجام نمایندگان با شکایت به دیوان عدالت اداری و گرفتن حکم عزل، وزارت را مجبور به برکناری مرتضوی از این سمت کردند. حضور مرتضوی در این سمت در نهایت منجر به شکل گیری یک‌شنبۀ سیاه در مجلس شد که احمدی نژاد در صحن علنی مجلس اقدام به افشاگری علیه خانوادۀ لاریجانی‌ها کرد و فاضل لاریجانی، یکی از براداران را متهم به فساد نمود.

مرتضوی در نهایت با اتهامات متعددی بازداشت شد و شاید برای همیشه از صحنۀ سیاسی ایران به کنار رفت. اما آنچه که در تمامی دوران حضورش در عالی‌ترین سطوح حاکمیت در کشور از خود به یادگار گذاشت و به ویژه آنچه در سازمان تأمین اجتماعی کرد، مایۀ عبرتی است برای کسانی که امروز شاهد شکل گیری گونۀ جدیدی از انواع تسویه حساب‌ها در سپهر عمومی جامعه هستند. مرتضوی به عنوان یکی از حلقه‌های فساد، بعدها در جنگ قدرت به عنوان یک مهرۀ سوخته قربانی گردید تا او مقصر تمام کاستی‌ها و مفاسدی قلمداد شود که باید ریشه اش را در ساختارهای غیر شفاف جستجو کرد.

محمدتقی نوربخش؛ مدیر عامل کشته شده

محمدتقی نوربخش از جمله چهره‌های برجستۀ سازمان تأمین اجتماعی بود که از ابتدای دولت روحانی در سال ۹۲ عهده دار ریاست این سازمان گردید. نوربخش تا سال ۹۷ بر این مسند بود و سرانجام در یک سانحۀ رانندگی در آبان ۹۷ در استان گلستان به همراه معاونش کشته شد. این سانحۀ رانندگی در زمان خودش موجب برپا شدن شایعات بسیار گسترده‌ای در خصوص علل مرگش و نقش داشتن مخالفان دکتر نوربخش در آن شد. این سانحه که در یک دوربرگردان در آزادراه رخ داده بود، خودروی نوربخش با یک تریلی برخورد می‌کند و منجر به فوت وی در بیمارستان در اثر شدت جراحات می‌شود.

مرگ وی که در آن ایام مصادف با تلاش وی برای شفاف سازی مناسبات اقتصادی در سازمان تأمین اجتماعی شده بود، با شایعات مرگ عمدی و قتل در آن زمان همراه می‌شود  و حتی خبر از اعتراف رانندۀ تریلی به عمدی بودن حادثه در صدر اخبار قرار می‌گیرد و در نهایت با واکنش رئیس کل دادگستری استان گلستان همراه شده که تمامی این شایعات را تکذیب می‌کند و مرگ دکتر نوربخش را یک سانحۀ رانندگی اعلام می‌کند.

آنچه این روزها در کشور می‌گذرد

بازداشت فرزندان هاشمی رفسنجانی و اظهارات پیاپی این خانواده در خصوص نحوۀ مرگ پدرشان، بازداشت برادر رئیس جمهور، بازداشت برادر اسحاق جهانگیری، بازداشت نمایندگان، بازداشت نزدیک‌ترین نیروها به محمود احمدی نژاد، بازداشت جمعی از مسئولان سابق قوۀ قضائیه که منجر به موضع گیری شدیدالحن سنتی‌ترین روحانیون کشور علیه یکدیگر شده و در نهایت پروژۀ مبارزه با فساد  که در دستور کار قوۀ قضائیه قرار گرفته، موقعیت سازمان تأمین اجتماعی را حساس‌تر از هر زمان دیگر کرده است. تمامی این بازداشت‌ها با عنوان «برخورد با مفاسد اقتصادی» بوده و اتهامات مالی گسترده‌ای به طیف بسیار وسیع بازداشتی‌ها وارد شده که از نیروهای اصلاح طلب، اصولگرا، میانه و… در آن مشاهده می‌شود.

سازمان تأمین اجتماعی، سازمانی است که به دلیل چرخش مالی بسیار عظیم آن و نیز غیر شفاف بودن سازمان همواره یکی از مهمترین کانون‌های توجه بوده تا مبدل به یک حیاط خلوت برای باندهای مافیایی نظیر «بابک زنجانی» گردد. سازمانی که چه در دولت و چه در مجلس و چه در سایر ارکان قدرت، محلی است که همگان تمایل به داشتن نفوذ سیاسی و مدیریتی در آن داشته و هر از گاهی گوشه هایی از فجایعی که در درون آن می‌گذرد همچون یک‌شنبۀ سیاه در مجلس یا مفاسد چند هزار میلیارد تومانی مثل شستا یا فاجعۀ بابک زنجانی بر همگان بر ملا می‌شود.

مصطفی سالاری و تهدیدات علیه او

مصطفی سالاری یکی از جوان‌ترین افرادی بود که در دولت روحانی به عنوان یک مدیر ارشد به قدرت رسید. او که از سال‌ها قبل‌تر در حلقۀ نزدیکان و معتمدان روحانی صاحب جایگاه شده بود با انتخابات ریاست جمهوری توانست خوش بدرخشد و در نهایت استانداری بوشهر را دریافت کند. او پله‌های ترقی را بسیار زود و سریع پیمود. بازی‌های قدرت را به نیکی آموخت و توانست به بهترین نحو برای شکوفایی استعداد خود از این مناسبات بهره بگیرد. به استانداری گیلان رسید که با توجه به همین مناسبات قدرت (لاریجانی‌ها-نوبخت) نشان از اعتماد بالای قسمت عمده‌ای از پر نفوذترین اشخاص در هرم قدرت به او داشت.

اما این سقف حضور مصطفی سالاری در دولت روحانی نبود و به سرعت نام مصطفی سالاری برای سازمان تأمین اجتماعی با فوت دکتر نوربخش در افکار عمومی پیچید. اینک پس از مدت‌ها شایعه او به این سمت می‌رسد تا یکی از جوان‌ترین مدیرانی باشد که در این مسند قرار می‌گیرد. اما این انتصاب بدون هزینه برای او نمی‌تواند باشد. سازمان تأمین اجتماعی سازمانی است که پیش از این نشان داده در معرض «سفارش» و «فساد» بوده و این سفارش‌ها اگر انجام نپذیرد نوعی از هزینه‌ها را تحمیل می‌کند و اگر انجام بپذیرد نوع دیگری از هزینه‌ها را. لذا آنچه سالاری را در مناسبات کنونی قدرت در کشور به نوعی تهدید می‌کند خطر قربانی شدن در یک بزنگاه است که ممکن است عده‌ای برای فرار از پذیرش مسئولیت دیواری کوتاه‌تر از او پیدا نکنند؛ همچنان که در در بند پیش نشان داده شد و جای آنکه ابهامات فضا در روند کنونی کشور کاستی گرفته باشد، به نوعی شاید بتوان افق را مبهم‌تر و مه آلوده‌تر ارزیابی کرد.

 

لينک کوتاه :

اشتراک گذاری

دیدگاه بگذارید

avatar
  عضویت  
اطلاع رسانی