هیچ کس محلۀ شکری و معضل قبرستان را در محلۀ ما نمی بیند؛ ما واقعاً در عذابیم
اشتراک گذاری
قبرستان بهشت صادق بوشهر

سیراف خبر؛ ایرِن واعظ زاده: از کودکی، هر زمان می شنیدم کسی خانه اش در خیابان شکری است، حس ناخوشایندی درونم شکل می گرفت و همواره نیز با خود می اندیشیدم که چرا و چطور مردم قادر به زندگی در چنین خیابانی هستند؟ دلیل این همه بدبینی تنها وجود قبرستان بهشت صادق در دل این خیابان بود. امروز اما هم فضای این قبرستان گسترش یافته(به گونه ای که یک رفت و برگشت چند دقیقه ای از آن بسیار دشوارتر از ساعت ها کوهپیمایی است!) و هم محلات و مناطق مسکونی اطراف آن.

اکنون پس از گذشت سال ها همچنان می بینیم و می شنویم که مردمان ساکن آن محلات از هم‌جواری با این مکان در رنج و عذابی همیشگی به سر برده و با وقوع هر رخداد و برگزاری هر مراسم ختم، اضطراب و تنشی عمیق و بی‌پایان را تجربه می کنند.

بحث بر سر تعطیلی آرامستان بهشت صادق و ایجاد قبرستانی جدید در تنگک، از مدت ها پیش در بین مسئولین و شهروندان وجود دارد؛ ویژه انکه به گفتۀ اکبر توسلی تا پایان تابستان ظرفیت این قبرستان تکمیل خواهد شد. اما هنوز توافق نهایی مبنی بر رد یا تایید این تعطیلی به تصویب شورای شهر به عنوان متولی نرسیده است. در این خصوص به برخی ساکنان خیابان شکری مراجعه کرده و پرسش‌هایی در رابطه با مشکلات زندگی در مجاورت قبرستان نمودیم؛ همچنین نظرات سایر شهروندان را نیز در خصوص طرح پیشنهادی جویا شدیم.

قبرستان بهشت صادق

مردم چه می گویند؟

شهروند اول می‌گوید: «خانۀ ما چندین کوچه آن طرف تر از قبرستان است. ما که هیچ احساسی نداریم، نزدیکمان هم هست و پنجشنبه ها راحت می توانم به آنجا بروم. هر وقت هم که از آنجا رد می شوم برای اموات فاتحه می خوانم؛ تازه وقتی هم که دلم می گیرد می روم و سری به مزار شهدا می زنم. خوشحال هم هستیم از اینكه مسیرمان  تا جهان آخرت بسيار نزديك است».

شهروند دوم می گوید: «من در محله ای نزدیک به قبرستان زندگی می کنم و مشکلات زیادی دارم؛ يكی اينكه با شنيدن گريه و زاری و سر و صدا اعصابم به هم می ریزد و تمام خاطرات تلخ گذشته برایم زنده می شود که باعث می شود حالم بد شود؛ دوم اينكه ترافيك زشتی درست شده و تصادفات زيادی به وجود می آید؛ و سوم هم نمای زشتی از دست فروش ها و گداهايی كه با پای برهنه و لباس های ناجور و ناشايست كه در قبرستان می گردند، دیده می شود که باعث آبروريزی شهر و مردم بوشهری می شوند».

گفته می شود از نظر شرعی، در خصوص موقعیت مکانی مناسب قبرستان نسبت به مناطق مسکونی در شهر، جایگاه و مکان خاصی معین نشده و ایرادی نیز به وجود قبرستان در سطح شهر وارد نمی باشد و در این مورد، صرفاً لازم است مقررات معین شده از طرف شهرداری و اصول شهرسازی رعایت گردد.

شهروند بعدی در این خصوص می گوید: «من ساکن این محله هستم. اگرچه خانۀ فاصلۀ زیادی با قبرستان دارد اما در کل برایم اینکه در همسایگی این قبرستان دارم زندگی می کنم چندش آور است. گاهی حتی احساس حقارت می کنم که در این محله و خیابان زندگی می کنم. دلم می خواهدد خانه را بفروشم و از این محل و خیابان بروم فقط به خاطر قبرستان. واقعاً حس خوبی ندارم. هر روز صبح که به محل کار می خواهم بروم باید از کنار این قبرستان رد شوم و به لحاظ روانی واقعاً مرا اذیت می کند. واقعاً آرزو می کنم روزی برسد که این قبرستان هم تعطیل شود و هم از اینجا برود».

شهروند دیگر هم ناراضی و معترض است: «منزل ما دو کوچه با قبرستان فاصله دارد. آدم هر چه دورتر از این فضاها زندگی کند آرامش بیشتری دارد. هر وقت یک صدای نابه‌هنجار می شنوم تمام اعصابم متشنج می شود و انگار در بدنم زلزله می افتد؛ هر چقدر هم سعی می کنم خودم را کنترل کنم باز هم نمی شود. بچه‌هایم هم از این شرایط بدجور در عذاب هستند. من چند مدت است که حتی کمتر به بهشت صادق سر می زنم و الان سه ماه می شود که نرفته‌ام. قبرستان باید بیرون از شهر باشد نه کنار مناطق مسکونی. ما مجبوریم اینجا زندگی کرده و این وضعیت را تحمل کنیم. خدا این وضعیت را نصیب هیچ کس نکند. حالا شاید از نظر روانی در عذاب باشیم اما به لحاظ معنوی هم درست نیست که قبرستان کنار خانه‌های مردم باشد. باید در آینده حتماً جا به جا شود اما کو گوش شنوا؟ بارها آمده اند و وعده داده‌اند اما هیچ اتفاقی نیوفتاده».

قبرستان بوشهر

شهروند دیگر هم با اعتراض به این وضعیت می گوید: «وعده داده‌اند در تنگک دارند یک قبرستان جدید می سازند؛ تنها کاری هم که می شود کرد این است که دیگر کسی را در بهشت صادق خاک نکنند و به قبرستان جدید ببرند. زمانی که قبرستان بهشت صادق را ایجاد کردند، به توسعۀ شهری در آن مکان توجه نکردند. آن زمان اینجا جزء شهر محسوب نمی شد و فکر هم نمی کردند که روزی جزء شهر شود. مسئولان با توجه به این تجربه باید در برنامه ریزی های بعدی دقت بیشتری کنند».

شهروند دیگر کسی است که در شکری ساکن نیست. او اینگونه می گوید: «از یک طرف موافق تعطیلی قبرستان بهشت صادق هستم و از طرف دیگر آن را درست نمی دانم. موافقم چون می دانم مردمی که اطراف قبرستان زندگی می کنند مشکلات زیادی دارند و با هر مراسم ختم جانشان به لبشان می رسد و مخالفتم هم برای این است که اگر قبرستان برود تنگک، راه خیلی دور می شود و از طرف دیگر هم خیلی ها امواتشان را خانوادگی و در کنار همدیگر دفن کرده اند و کمی سخت و ناجور است اگر مجبور باشند اموات دیگر را جدا و در فاصله ای دور دفن کنند».

شهروند دیگر هم ناراضی و معترض است: «منزل ما دو کوچه با قبرستان فاصله دارد. آدم هر چه دورتر از این فضاها زندگی کند آرامش بیشتری دارد. هر وقت یک صدای نابه‌هنجار می شنوم تمام اعصابم متشنج می شود و انگار در بدنم زلزله می افتد؛ هر چقدر هم سعی می کنم خودم را کنترل کنم باز هم نمی شود. بچه‌هایم هم از این شرایط بدجور در عذاب هستند. من چند مدت است که حتی کمتر به بهشت صادق سر می زنم و الان سه ماه می شود که نرفته‌ام. قبرستان باید بیرون از شهر باشد نه کنار مناطق مسکونی. ما مجبوریم اینجا زندگی کرده و این وضعیت را تحمل کنیم. خدا این وضعیت را نصیب هیچ کس نکند

اینها سخنان بخشی از شهروندانی است که با آنان مصاحبه انجام شد. این مصاحبه ها نشان می دهد که فضای روانی محلۀ شکری به لحاظ میزبانی از اموات شهر و وجود قبرستان در این محله، فضای مناسبی نیست و آسیب دیده است. در این میان هیچ رویکرد التیام بخشی که این فضای روانی ناخوشایند برای مردم محله را اندکی بهبود ببخشد در دستور کار هیچ یک از شوراها و شهرداری ها در طول زمان نبوده است. یعنی به نظر کسی نیامده که با تبعیض مثبت نسبت به مناطق مجاور قبرستان، این مناطق را خوشایندتر و شاداب تر کنند.

نظرات جالب و پیش‌بینی نشدۀ برخی شهروندان:

در این میان برخی از شهروندان نظرات جالب و خلاف آمدی ابراز کردند.  مثلاً یکی از آنان می گفت: انسان خیلی زود عادت می کند و ما هم عادت کرده ایم. من اصلاً دیگر سختم نیست این قبرستان را هر روز می بینم. یکی دیگر از آنان به ما گفت: شنیده ام می خواهند آنجا را توسعه دهند اما چطوری؟ یعنی مثلاً می خواهند خانه های اطراف را بخرند و به قبرستان اضاف کنند؟! شهروند دیگری پاسخ داد: کسی به این چیزها اهمیت نمی دهد چون مردم دیگر به عزاداری عادت کرده اند و بهشت صادق هم یک مکان معنوی است. کسی دیگر به ما جواب داد که به نظر من به جای اینکه یک قبرستان جدید بسازند، بیایند برای ساخت یک شهربازی یا یک مکان تفریحی دیگر هزینه کنند؛ بچه های ما خسته شدند از این بی تفریحی. و در نهایت شهروندی با ابراز اینکه قبرستان جدید خیلی لازم است ولی مشکلاتی هم دارد، گفت: «مثلاً مردم مشکل می توانند به آنجا رفت و آمد کنند؛ مثل دارالحمه شیراز می شود که مردم به ندرت می توانند آنجا بروند. حتما باید سرویس بگذارند. به هرحال اگه امکانات فراهم شود کار خوبی است».

قبرستان بهشت صادق

شِکری، آسیب روانی دیده است

گفته می شود از نظر شرعی، در خصوص موقعیت مکانی مناسب قبرستان نسبت به مناطق مسکونی در شهر، جایگاه و مکان خاصی معین نشده و ایرادی نیز به وجود قبرستان در سطح شهر وارد نمی باشد و در این مورد، صرفاً لازم است مقررات معین شده از طرف شهرداری و اصول شهرسازی رعایت گردد. اما آیا به واقع این پسندیده است که مردمان محلات گوشه و کنار قبرستان هر روز از عزا و شیون دیگران شکنجه شده و به ستوه بیایند؟ آیا هم اینک که پس از گذشت سالیان دراز و گسترش سکونتگاه های اطراف این مکان، و با توجه به تکمیل ظرفیت قبرستان بهشت صادق تا شهریور امسال، نباید چاره ای راهگشا و درست و اصولی برای رفع این مسئله از سوی افراد مسئول و متولی اندیشیده شود؟ مردم محلۀ شکری و به ویژه مناطق مجاور قبرستان زندگی تلخ و آکنده از نارضایتی تجربه می کنند و تنش عصبی و روانی ناشی از قرار گیری در مجاورت این قبرستان به ساکنان محل آسیب روانی رسانده است.

لينک کوتاه :

اشتراک گذاری

دیدگاه بگذارید

avatar
  عضویت  
اطلاع رسانی